رمان خارجی

درد قهوه

(La borra del cafe)

بدنم یخ کرده بود. در آن هوای پاییزی این واکنش بدنم حقیقتا نوبر بود. پاییز دل‌انگیزترین فصل من بود. اما آن لحظه وقتی سوز اشک را احساس کردم،هوای پاییزی معنا و مفهوم دیگری یافت. از پشت پرده اشک خوب که نگاهش کردم، زیبایی و شیرینی نگاهش رنگ باخته بود. با انگشت‌های ظریفش که سرد هم بودند، روی گونه‌های خیسم کشید. تا گفتم چه غریبانه می‌روی! احساس کردم شهسواری هستم که شهبانویش را به اسیری می‌بردند. به قول شاعر مکزیکی: «آن‌که رفت، خاطره‌اش را برد، چونان رودی رونده، چونان نسیمی گذرا، بدرود و دیگر هیچ.»

9786006182339
۱۳۹۶
۲۴۴ صفحه
۱۶۱ مشاهده
۰ نقل قول
ماریو بندتی
صفحه نویسنده ماریو بندتی
۲ رمان ماریو بندتی از نویسندگانی است که کارش با روایت، تجربه انسانی و نگاه شخصی شناخته می‌شود. آثار او از دل فرهنگی مشخص می‌آیند، اما در برخورد با خواننده راهی به پرسش‌های آشناتر باز می‌کنند. در زندگی و مسیر ادبی او می‌توان رد زمانه، زبان و دغدغه‌های اجتماعی یا فردی را دید. همین زمینه باعث می‌شود متن‌هایش فقط قصه نباشند و لایه‌ای از مشاهده و تأمل همراه خود داشته باشند. شیوه روایت او معمولاً به جزئیات، لحن و حرکت آرام معنا تکیه دارد. ...
دیگر رمان‌های ماریو بندتی
موسم بهار در آینه ای شکسته
موسم بهار در آینه ای شکسته «موسم بهار در آینه ای شکسته» نوشته ماریو بندتی، نویسنده اروگوئه‌ای، رمانی تأثیرگذار درباره تبعید، عشق و مقاومت در برابر ستم سیاسی است. این اثر که در دوران تبعید خود نویسنده نوشته و در سال 1982 منتشر شد، پیامدهای عاطفی و روانی دیکتاتوری‌ها را به تصویر می‌کشد. بندتی با روایتی از زندگی افرادی که به‌دلیل زندانی شدن سیاسی و تبعید ...
مشاهده تمام رمان های ماریو بندتی
مجموعه‌ها