رمان ایرانی

با تو آرومم

وقتی خوب نگاه می‌کنم. به تمامی بالا و پایین‌هایی که از سر گذرانده‌ایم. می‌بینم زندگی به هیچ نمی‌ارزد، هیچ. اما واقعیت تلخ‌تر آن است که. چیزی ارزشمندتر از زندگی هم نداریم، هیچ‌چیز! وقتی همین زندگی به تبی و آهی بند است. تنها چیزی که برای ما باقی می‌ماند، رابطه‌هاست. که در سختی‌ها، پایداری‌اش مشخص می‌گردد. و تنها اندک دوستان واقعی باقی می‌مانند! درست در لحظه‌ای که فکر می‌کنی هیچ‌کس نیست. یکی پیدا می‌شود که پای رابطه و دوستی می‌ایستد. کسی که شاید انتظارش را نداشته‌ای! اکنون باید اعتراف کنم. بالا و پایین‌شدن‌ها درون مرا بر هم نریخت. حتی آن هنگام که از اوج تا فرش سقوط کردیم. بلکه نبودن تو، آرامش را از من گرفت. نه هیچ‌چیز دیگر، نه داشتن‌ها و نداشتن‌ها. بودن در کنار تو، فقط. موجب آرامش من است.

شادان
9786007368473
۱۳۹۶
۳۸۴ صفحه
۱۸۹۳ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده اعظم طیاری
۶ رمان اعظم طیاری نویسنده ایرانی است؛ نام او در میان آثار فارسی‌زبان دیده می‌شود. زندگی و خاستگاه او با ایران پیوند دارد و همین زمینه در شکل‌گیری نگاه و جهان آثارش بی‌اثر نیست. آثار این حوزه معمولا از رابطه‌های انسانی، خانواده و تجربه‌های نزدیک زندگی ایرانی نیرو می‌گیرند. در معرفی او، محدود بودن منابع زندگی‌نامه‌ای یعنی باید از افزودن تاریخ و جزئیات نامطمئن پرهیز کرد. حضور چنین نویسندگانی به تنوع آرام نشر فارسی کمک می‌کند. برای خواننده فارسی، آثار طیاری می‌تواند تجربه‌ای از روایت‌های کم‌حاشیه و ...
دیگر رمان‌های اعظم طیاری
سیروان
سیروان آن‌قدر گفته می‌شود و تکرار تمامی حرف‌هایی که درباره‌ات می‌گویند که کم‌کم در ذهن خودت نیز می‌نشیند و باور می‌کنی پچ‌پچ‌های دیگران را که امروز با صدای بلندتر بر زبان می‌رانند. وقتی سخن نمی‌گویی، وقتی اعتراض نمی‌کنی احساس گناه بر وجودت مستولی می‌گردد و می‌شوی بنده همان حس گناه ناکرده! یا باید به جهنم قضاوت دیگران و زخم زبان همیشگی‌شان ...
رویای سرخ
رویای سرخ در این داستان لطیف، قهرمان داستان یک فوتبالیست است که حرفه‌ای می‌شود، کسی که رویایی بزرگ همچون بسیاری از جوانان دارد. رویایی که به واقعیت پیوستنش، زندگی او را دست‌خوش دگرگونی می‌سازد.
در چشم من طلوع کن
در چشم من طلوع کن همه می‌پرسند: چگونه شناختی‌اش؟ و من می‌گویم: در سخت‌ترین شرایط، آن هنگام که به قول قدیمی‌‌ترها دنیا از من برگشته بود، او پناهم شد و پناهش دادم. امروز معنای آغازی دوباره را همراه با آن که نه تنها من بلکه تمامی مردم این سرزمین به او و مانند او می‌بالند، می‌فهمم. من ارزش لحظه‌ای را که با تو زندگی در چشم من ...
به رنگ شب
به رنگ شب آن‌قدر تحمل می‌کنم تا تو را به راه بیاورم. تو هنوز قدرت معجزه عشق را نمی‌دانی یا تظاهر می‌کنی که نمی‌دانی اما من به این معجزه ایمان دارم و می‌دانم سخت‌ترین دل‌ها را و دشوارترین راه‌ها را می‌توان به نرمی مبدل کرد و راهوارش ساخت. پس، فقط صبر می‌خواهد صبر...
مشاهده تمام رمان های اعظم طیاری
مجموعه‌ها