رمان خارجی - فرانسه

اسکار و خانم صورتی

(Oscar et la damerose)

من اسکارم، ده سالمه، تو خونه گربه و سگ رو آتیش زدم «فکر کنم حتی ماهی گلی هم کباب کرده باشم!» اولین باره که برات نامه می‌نویسم چون تا حالا به خاطر درس‌هام وقت نداشتم. باید همین اول بهت بگم که من حالم از نوشتن به هم می‌خوره، وقتی که دیگه واقعا مجبور باشم می‌نویسم؛ چون نوشتن یه چیز الکیه، یه چیز تزئینی، مثل لبخند زورکی، حلقه گل و روبان و منگوله و این چیزها؛ چون نوشتن یه دروغه که همه چیزو خوب نشون می‌ده؛ یه کلک آدم بزرگونه‌س، مدرکش؟ بفرما، اول نامه‌م رو دوباره بخون: «من اسکارم، ده سالمه، تو خونه گربه و سگ رو آتیش زدم «فکر کنم حتی ماهی گلی هم کباب کرده باشم!» اولین باره که برات نامه می‌نویسم چون تا حالا به خاطر درس‌هام وقت نداشتم.»

9786008460275
۱۳۹۶
۸۰ صفحه
۵۸۷ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
اریک امانوئل اشمیت
صفحه نویسنده اریک امانوئل اشمیت
۵۶ رمان اریک امانوئل اشمیت، نمایشنامه‌نویس و رمان‌نویس فرانسوی-بلژیکی، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در نزدیکی لیون فرانسه به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با فلسفه، نمایشنامه‌نویسی و روایت‌های کوتاه انسانی شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با «اسکار و خانم صورتی»، ...
دیگر رمان‌های اریک امانوئل اشمیت
اکسیر عشق
اکسیر عشق «آیا عشق فرآیندی شیمیایی است یا اعجازی روحانی؟ و آیا راهی خطاناپذیر برای شعله‌ور کردن اشتیاق وجود دارد؟ چیزی شبیه اکسیری که زمانی تریستان و ایزو را یگانه کرده بود و یا آنکه ما در دوست داشتن کاملا آزادیم؟» آدام و لوییز، عاشقانی قدیمی، پس از زندگی مشترک و رویاگونه، حال با فرسنگ‌ها فاصله از یکدیگر ـ مرد در پاریس ...
فرقه خودبینان
فرقه خودبینان کتاب «فرقه‌ی خودبینان» اثری نوشته‌ی اریک امانوئل اشمیت، رمان‌نویس و نمایشنامه‌نویس معروف فرانسوی است. «فرقه‌ی خودبینان» رمانی فلسفی است که اشمیت آن را سال 1994 منتشر کرد. این رمان، داستان کتابداری را روایت می‌کند که نوشته‌های فیلسوفی مرموز را کشف می‌کند که ادعا می‌کرد جهان وجود ندارد و فقط محصول رویاهای بشر است. این رمان مجموعه‌ای است با مضامین تنهایی ...
میلاروپا
میلاروپا سیمون هر شب خواب می‌بیند که زنی، معمایی برایش تعبیر می‌کند؛ در جسم او روح میلاروپا، راهب مشهور تبتی 900سال پیش که نفرتی شدید از برادر زاده‌اش دارد حلول کرده است. سیمون برای رهایی از این چرخه تناسخی دائمی باید ماجرا‌ی این دو مرد را حکایت کند، خود را با ایشان هم‌ذات سازد، یعنی هویت آنان را با خود در ...
1 مرد خیلی سازگار
1 مرد خیلی سازگار از آنجایی که هیچ علاقه‌ای به تئاتر ندارم حتی 1 ذره، خودم هم متعجب‌ام. روی یک صندلی کوچک گیر بیفتیم، بدون اینکه بتوانیم نه چیزی بنوشیم نه چیزی بخوریم. رو به روی صحنه‌ای که جز بازیگران اجق‌وجقی که متن‌هایی را یکی پس از دیگری بلغور می‌کنند هیچ چیز جالبی برای دیدن ندارد، ناگزیر از سکوت، شانه به شانه، دست به ...
خواهران باربارن
خواهران باربارن «درکم کن موییزت. دوست دارم تمام عمرم را با فابین بگذرانم چون دوستش دارم، اما از کجا بدانم که می‌شود؟ "تمام عمر"... خیلی مبهم است، نه؟ تازه فابین فقط همین تابستان اینجاست. سپتامبر برمی‌گردد به لیون. زندگی من همین حالاست، نه فردا. بعدش هم، ادای کسی را که خیلی تعجب کرده در نیاور، من و تو صد بار در موردش ...
مشاهده تمام رمان های اریک امانوئل اشمیت
مجموعه‌ها