صاحب سیرک گفت: بسیار خوب، حالا بویت صددرصد بهتر شده است. تا وقتی من چرت کوتاهی میزنم برو سلمانی و برای خودت لباس هم بگیر. نمیتوانی اینطوری بدون لباس بگردی...
۵۹ رمان
شل سیلوراستاین، شاعر، نویسنده و تصویرگر آمریکایی، از چهرههای شناختهشده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در شیکاگو به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبانهای مختلف گره خورده است.
مسیر کاری او با کاریکاتور، ترانهنویسی و کتابهای کودک شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرمکننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغههای شخصی او تبدیل شوند.
شهرت او بیش از همه با «درخت بخشنده»، «جایی که پیادهرو تمام میشود» ...
هملت از زبان مردم کوچه و بازار
صدا میزنه: هی گرتی... بیا اینجا عزیز جون...
این پسر ننرت چه مرگشه؟
من که بهش اتاق، خدمه و امکان تحصیل دادم.
اون عوضش قاتل خطابم میکنه و بهم تهمت ناروا میزنه.
حالا ببین! میرم ازش به خاطر تهمت و ناروا شکایت میکنم.
اما قوانین حقوقیش که هنوز وضع نشده
فقط چون شوهرتم، زندگیم رو کرده جهنم
فکر میکنم دلش میخواد سر به تنم نباشد
تمام نخ (16 قطعه مفرح برای آدمبزرگهای وقیح)
شل سیلورستاین فقط طراح و نویسنده کتابهای کودکان نبود. خرواری هم شعر و ترانه گفته، فیلمنامه و نمایشنامه نوشته، آهنگ ساخته و خوانندگی کرده، و قطعاتی بانمک و نبوغآمیز هم نوشته برای اجراهایی جمع و جور. این کتاب گزیدهای است از همین قطعات. قایقی خیالی دارد غرق میشود و مرد باید برای نجات یافتن، بین به دریا انداختن مادرش و ...
از خیلی خوب به خیلی بد
اسم واقعی من گیلپیج است قدم 84 سانتیمتر است وقتی که تصور میکنی با من دست دادی در واقع در گوشم زدی. من پسر زرب هفتم هستم از نژادی قدیمی و در شرف انقراض مرا به اینجا فرستادند تا ببینم آیا سیاره شما برای زندگی کردن جای امنی هست یا نه.
غلط کردم
کلاه من.
بعضیها کلاه بره سر میگذارند، بعضیها کلاه سیلندر.
بعضیها کلاه شاپو دوست دارند.
بعضیها کلاه کپی، با لبههای برگشته.
بعضیها دوست دارند عرقچین به سر بگذارند.
بعضیها کلاههایی از نوع دیگر.
بعضی کلاه منقار اردکی و بعضی کلاه میکیموسی.
اما نمیدانم چرا هر وقت کلاهم را بر سر میگذارم،
همان موقع همهکس و همهچیز ناپدید میشود؟