رمان ایرانی

خاما (رمان)

خاما نباید نوشته می‌شد. یک ‌بار یکی خیلی سال قبل او را زندگی کرد و در شبی، این راز مگو را گفت و دیگر به سخن درنیامد. لال شد. و گذشت و گذشت و گذشت تا رسید به یکی که کارش گفتن است. این کلمه‌ها امید دارند خاما زنده شود و آن راوی هم. به رقص و به رنگ‌رنگ زرد و قرمز این حلقه آتش، باید که جاری شد.

آموت
9786003840324
۱۳۹۶
۴۴۸ صفحه
۱۹۶ مشاهده
۰ نقل قول
یوسف علی‌خانی
صفحه نویسنده یوسف علی‌خانی
۶ رمان یوسف علی‌خانی داستان‌نویس ایرانی است؛ با داستان‌هایی اقلیمی و روستایی از الموت و قزوین شناخته می‌شود. زندگی و خاستگاه او با میلک، قزوین، ایران پیوند دارد و همین زمینه در شکل‌گیری نگاه و جهان آثارش بی‌اثر نیست. آثار او زبان محلی، زندگی روستا، باورها، ترس‌ها و روابط انسانی در جغرافیایی مشخص را روایت می‌کنند. علی‌خانی به لحن و اقلیم اهمیت می‌دهد؛ فضای داستانی او از خاک، کوه و زبان مردم ساخته می‌شود. او به داستان فارسی امروز صدایی محلی، زنده و متفاوت اضافه کرده ...
دیگر رمان‌های یوسف علی‌خانی
اژدها کشان
اژدها کشان داستان‌های خوف‌انگیز این کتاب علاوه بر ارزش سرگرم‌کنندگی، ارزش جامعه‌شناسی نیز دارند.
اژدهاکشان
اژدهاکشان داستان‌های خوف‌انگیز این کتاب علاوه بر ارزش سرگرم‌کنندگی، ارزش جامعه‌شناسی نیز دارند.
قدم بخیر مادربزرگ من بود
قدم بخیر مادربزرگ من بود
3 گانه (قدم بخیر مادربزرگ من بود اژدهاکشان عروس بید) مجموعه داستان
3 گانه (قدم بخیر مادربزرگ من بود اژدهاکشان عروس بید) مجموعه داستان من که رسیدم دمش هم داشت می رفت زیر ضریح. امان‌الله آب دهانش راقورت داد و زیر کوله‌ی علف، نفس نفس‌زنان گفت: خودم دیدم که قربان‌علی دشتبان را بلمباند و بیامد اینجا. رد خون از توی باغستان کشیده شده و افتاده بود توی دشت راهان. از آن‌جا هم آمده و رسیده بود به سرازیری خاکستان پایین امام‌زاده افتاده بود اما رد ...
مشاهده تمام رمان های یوسف علی‌خانی
مجموعه‌ها