نمایش‌نامه و فیلم‌نامه

آهنگ بی‌صدا و 3 نمایش‌نامه دیگر

اولوف: «بذار پالتوت رو بگیرم.» یوناس: «بفرما» اولوف: «ممنون خب، حالا خونه‌ایم دیگه.» یوهانا: «آره دیگه، باز هم خونه‌ایم.» اولوف: «خیلی حس عجیبیه! نه؟» یوهانا: «چی؟» اولوف: «عجیب نیست؟» یوهانا: «چی عجیب نیست؟» اولوف: « همین توی خونه بودن. حس عجیبیه. دوباره باز هم توی این خونه‌ای. انگار نه انگار. انگار هیچچی رخ نداده!»

محمد حامد
روزنه
9789643346461
۱۳۹۷
۱۸۸ صفحه
۱۰۷ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده لارش نورن
۱۰ رمان لارش نورن نمایشنامه‌نویس و شاعر سوئدی است؛ از مهم‌ترین چهره‌های تئاتر معاصر اسکاندیناوی است. او با استکهلم، سوئد پیوند دارد و همین زمینه، مستقیم یا غیرمستقیم، در نوع نگاه و جهان روایی او دیده می‌شود. آثار نورن اغلب به خانواده، تنهایی، بیماری روانی، روابط فرسوده و خشونت پنهان در زندگی روزمره می‌پردازند. نثر نمایشی او بی‌رحم و نزدیک به زخم است؛ آدم‌ها زیاد حرف می‌زنند، اما گفت‌وگو راه نجاتشان نیست. او تئاتر را به مکانی برای دیدن فروپاشی‌های خصوصی تبدیل کرد، بی‌آنکه آن‌ها را ...
دیگر رمان‌های لارش نورن
از عشق و 3 نمایشنامه دیگر
از عشق و 3 نمایشنامه دیگر یک: 36 ساله. دو: 34 ساله. سه: 47 ساله. چهار: 38 ساله. پنج: 47 ساله. شش: 39 ساله. سه: نه، یه کمی صبر کن دیگه... دو: من باید... سه: صبر کن الان نرو! دو: آخه من باید برم. سه: یه لحظه فقط... یه کمی دیگه. دو: نه، نمی‌خوام... آخه باید... من باید... سه: خب من هم باید... دو: نمی‌خوام برم. ...
لارش نورن 3
لارش نورن 3
اینجا و 3 نمایش‌نامه دیگر
اینجا و 3 نمایش‌نامه دیگر زن: «این‌جاست؟» مرد: «بله.» زن: «خوبه این‌جا؟» مرد: «بله، شاید...» زن: «پس به نظرت جای خوب‌یه؟» مرد: «آره خب، خوبه.» ....
33193
33193 وجود انسانی سیستم‌هایی رو خلق کرده که زندگی‌هامون رو به صورت جداگانه قانونمند کرده. سیستم‌هایی که ما رو برده کرده و نمی‌تونیم تغییر کنیم. ما بردگان اقتصادیم، بردگان یک دیکتاتوری کاپیتالیستی عظیم. تنش‌های اجتماعی دارن رشد می کنند و هر روز بدتر و بدتر می‌شن. مردم توی زندان‌های اقتصادی دارن گرسنگی می‌کشن. از مردم وسایل و کرامت و غرورشون رو ...
جنگ
جنگ شاید کور باشم، اما هنوزم یه انسانم. حق منه که بهم احترام گذاشته بشه. من توی جنگ بودم. من اون بیرون، از کشورم، خانوادم، پدرم و مادرم، زنم و بچه‌هام دفاع می‌کردم. هر روز و هر شب مرگ رو جلوی چشمام دیدم. می‌خوام این طوری حس کنم که داری نگام می‌کنی. اون وقت کمتر احساس تنهایی می‌کنم. بعضی وقتا حس ...
مشاهده تمام رمان های لارش نورن
مجموعه‌ها