طنز

از هر نظر

دسترسی به تارنمای فراخوانده شده امکان‌‌پذیر نمی‌باشد. جهت رسیدگی به گزارشات و شکایات این‌جا کلیک کنید!

کتاب آمه
9786007033326
۱۳۹۳
۳۱۲ صفحه
۹۶ مشاهده
۰ نقل قول
پوریا عالمی
صفحه نویسنده پوریا عالمی
۹ رمان پوریا عالمی نویسنده، طنزنویس و روزنامه‌نگار ایرانی بود؛ صدایی شهری، شوخ و تلخ در مطبوعات و ادبیات معاصر. او در تهران زندگی و کار کرد و با ستون‌ها، کتاب‌ها و نوشته‌های طنزش برای مخاطبان بسیاری شناخته شد. طنز عالمی بیشتر از بازی با کلمه و موقعیت روزمره می‌آید؛ خنده در نوشته‌هایش اغلب لبه‌ای انتقادی دارد. او از نسل نویسندگانی بود که روزنامه، وب و کتاب را جدا از هم نمی‌دیدند و با زبان مخاطب امروز حرف می‌زدند. مرگ زودهنگامش باعث شد کارنامه‌ای ناتمام بماند، ...
دیگر رمان‌های پوریا عالمی
اکون آبادی‌ها (کار اقتصادی دنیا چطور به اینجا کشید)
اکون آبادی‌ها (کار اقتصادی دنیا چطور به اینجا کشید) زبان فارسی ...
قصه‌های آمبولانس‌چی (مجموعه طنز)
قصه‌های آمبولانس‌چی (مجموعه طنز) پشت آمبولانس نشسته بودم و توی خیابان‌ها می‌چرخیدم که دیدم ناغافل تالاپی یک ماشین زد به یک عابر، عابر پرید هوا، سه تا چرخ خورد، بعد افتاد زمین، 30 متر غلت خورد، بعد افتاد تو جوب، 300 متر قل خورد. گازش را گرفتم و رفتم بالا سر مصدوم و پیاده شدم و گفتم: خوبی؟ عابر، که یک روزنامه توی ...
اکون‌آبادی‌ها (کار اقتصاد دنیا چطور به اینجا کشید)
اکون‌آبادی‌ها (کار اقتصاد دنیا چطور به اینجا کشید) این کتاب از آن نوعی است که وقتی اسمش را می‌بینی اول «مسخره»اش می‌کنی: «آخه اکون‌آبادی‌ها هم شد اسم؟ اسمی قشنگ‌تر از این نبود؟ آدم یاد یک جاهای بد بد می‌افتد.» فهرست کتاب را که می‌بینی- با آن عناوین مسخره - تصمیم می‌گیری «نادیده»اش بگیری: «من که وقت خواندن این کتاب‌های بی‌ارزش را ندارم...».
دخترها به راحتی نمی‌توانند درکش کنند
دخترها به راحتی نمی‌توانند درکش کنند آمد روبرویم ایستاد چشم‌هایش را بست بعد پلکش را آرام باز کرد و به بالا نگاه کرد سفیدی چشم‌هایش از سفیدی برف‌ها یک‌دست‌تر و سبک‌تر بود. بعد سیاهی چشم‌هایش را دوخت به من. گفت دوستم داری هنوز؟ گفتم همیشه دوستت داشته‌ام. گفت فقط و فقط مرا دوست داری؟ گفتم فقط و فقط تو را دوست دارم. گفت دروغ می‌گویی. گفتم ...
مشاهده تمام رمان های پوریا عالمی
مجموعه‌ها