رمان خارجی - شرق دور

سوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های زیارتش

(Coloriess tsukuru tazaki and his years of pilgrimage)

مرگ، تنها چیزی بود که سوکورو تازاکی از جولای سال دوم دانشگاه تا ژانویه گذشته توانسته بود به آن فکر کند. در این مدت بیست‌ ساله شده بود، اما این نقطه عطف بلوغ برایش معنایی نداشت. شاید طبیعی‌ترین راه‌حل این بود که به زندگی‌اش پایان دهد، و حتا حالا هم نمی‌تواند بگوید چرا این قدم آخر را برنداشت. عبور از دریچه بین مرگ و زندگی به مراتب برایش از بلعیدن تخم مرغ خام لزج ساده‌تر بود. شاید آن موقع دلیل خودکشی نکردنش این بود که نتوانست روشی هم‌خوان با احساسات پاک و شدیدش درباره مرگ پیدا کند. اما روش، در درجه دوم اهمیت قرار داشت. اگر دری که مستقیم به مرگ راهنمایی‌اش می‌کرد در دسترس بود، بدون کمترین فکری بازش می‌کرد، انگار جزئی از زندگی روزمره بود. اما خوشبختانه یا متاسفانه چنین دری هم دستش نبود.

میثم فرجی
نشانه
9786007693292
۱۳۹۶
۲۲۸ صفحه
۲۵۷ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
هاروکی موراکامی
صفحه نویسنده هاروکی موراکامی
۸۸ رمان هاروکی موراکامی نویسنده ژاپنی است و از پرخواننده‌ترین نویسندگان معاصر جهان به شمار می‌آید. او در کیوتو به دنیا آمد و پیش از تمرکز کامل بر نوشتن، مدتی کافه و بار جَز اداره می‌کرد؛ تجربه‌ای که رد موسیقی در آثارش را پررنگ‌تر می‌کند. جهان داستانی موراکامی معمولاً میان زندگی روزمره و امر نامنتظر حرکت می‌کند. شخصیت‌های او ممکن است تنها، آرام و عادی به نظر برسند، اما ناگهان وارد فضایی شوند که مرز خواب، خاطره و واقعیت در آن روشن نیست. آثاری ...
دیگر رمان‌های هاروکی موراکامی
مجموعه داستان بید کور زن خفته 2
مجموعه داستان بید کور زن خفته 2 بید کور از بیرون خیلی کوچک است، اما ریشه‌هایی عمیق دارد. رشد ظاهری آن بعد از مدتی متوقف می‌شود، اما ریشه‌ها زیر زمین بزرگ می‌شوند و تا ژرفایی بی‌انتها ادامه می‌یابند. انگار به جای نور تاریکی باعث رشدشان می‌شود. و سرانجام در یک شب توفانی زمین دهان باز می‌کند و آن دریای تاریکی جاری می‌شود. ساحل پر از چیزهایی است ...
درخت بید کور و دختر خفته
درخت بید کور و دختر خفته سر و صداها مثل دودی سراسر اتاق را فرا گرفت. یک‌بار دیگر به خاطراتم بازگشتم. او خودکار کوچکی در جیب جلو پیراهنش داشت. حالا به یاد می‌آورم که از آن خودکار برای نوشتن چیزی روی دستمال کاغذی استفاده می‌کرد. او داشت یک تصویر می‌کشید. دستمال خیلی نرم بود و نوک خودکار به راحتی حرکت نمی‌کرد. با این حال او یک ...
از دو که حرف می‌زنم از چه حرف می‌زنم
از دو که حرف می‌زنم از چه حرف می‌زنم خوشحالم که طی این همه سال، تحت هر شرایطی، از دویدن دست بر نداشته‌ام. دلیل خوشحالی‌ام آن است که رمان‌هایم را دوست دارم. حالا هم سخت مشتاقم که ببینم رمان بعدی چه از کار در خواهد آمد. من نویسنده‌ای هستم با محدودیت‌های خاص خود ـ آدمی ناکامل با یک زندگی ناکامل و محدود ـ و اگر هنوز هم چنین حسی ...
فایل صوتی سرزمین عجایب بیرحم و ته دنیا
فایل صوتی سرزمین عجایب بیرحم و ته دنیا از حرف‌های سایه ‹‹... می‌گویی تو این شهر نه دعوایی است و نه نفرتی یا میلی. این رویای قشنگی است. من هم بدون شک طالب سعادت توام. اما غیاب دعوا یا نفرت یا میل هم‌چنین به معنای آن است که ضد آن‌ها هم نیست. نه شادی، نه پیوند و نه عشق. فقط آن‌جا که دلسردی و افسردگی و غم هست ...
ماشین مرا بران
ماشین مرا بران از روز اول ملاقات، میساکی راننده شخصی کافوکو شد. جلو بلوک آپارتمان، او را راس ساعت سه بعدازظهر سوار می‌کرد. ساب زردرنگ کافوکو را از پارکینگ خانه‌اش برمی‌داشت و او را به سالن تئاتر در گینزا می‌برد. البته در هنگام بارش باران با سقف بسته رانندگی می‌کرد. در طول مسیر، کافوکو روی صندلی کنار راننده می‌نشست و دیالوگ‌هایش را روی ...
مشاهده تمام رمان های هاروکی موراکامی
مجموعه‌ها