رمان خارجی

مارپیچ

من از طریق نویسندگی امرار معاش می‌کنم، اما آن روز می‌زده شده بودم و سردرد وحشتناکی داشتم و کل بعدازظهر کار نکرده بودم. قرار بود یک کار فوری انجام دهم، در واقع باید شرح نوشته‌هایی را برای کتاب آثار عکاسی هنرمندی می‌نوشتم که با او آشنایی داشتم. اما زق‌زق کردن مداوم سرم باعث شد به کلی نسبت به تصاویر او از امواج خروشان اقیانوس بی‌علاقه شوم...

9786001218811
۱۳۹۵
۱۹۴ صفحه
۱۰۶ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
جمعی از نویسندگان
صفحه نویسنده جمعی از نویسندگان
۲۸۸ رمان ...
دیگر رمان‌های جمعی از نویسندگان
زنی که منم نامش زهراست
زنی که منم نامش زهراست مه نشسته بود میان نخل‌ها. دمدمه‌های صبح بود که تو می‌خواستی بیایی دست زنی را که من بوده‌ام بگیری. از میان آب‌های هور ببری. از دود آتش دور کنی. طافت طاق شده بود و آنقدر تیز آمدی که گوشه لباس بلند سفیدت که سرخ شده نمی‌بینی، نمی‌بینی که زخمی شدی و ...
لغت‌فروش (داستان نویسندگان زن جهان) مجموعه داستان
لغت‌فروش (داستان نویسندگان زن جهان) مجموعه داستان فورا زندانی‌اش را نزد نامزد انتخابات برد و همان‌‌طور که لوله تفنگ را به پشت گردن دختر فشار می‌داد به کلنل گفت: «این جادوگر را برای‌تان آوردم تا لغت‌هایش را پس بگیرید . مردانگی‌تان را به شما بازگرداند، کلنل.»
به کودکی باز گردیم (120 داستان کوتاه از آثار منتخب بزرگ‌ترین نویسندگان دنیا به همراه جملات کوتاه از مشاهیر) مجموعه داستان
به کودکی باز گردیم (120 داستان کوتاه از آثار منتخب بزرگ‌ترین نویسندگان دنیا به همراه جملات کوتاه از مشاهیر) مجموعه داستان کتاب حاضر نیز مشابه دو کار قبلی، نگاهی تازه به موضوع کهنه خوشبختی دارد و گلچینی از داستان‌های کوتاه نویسندگان مطرح دنیاست که تجربیات، احساسات و مقاطع حساس و سازنده زندگی انسان‌ها را روایت می‌کنند، انسان‌هایی که دارای ملیت، مذهب و فرهنگ‌هایی متفاوت‌اند. زبان ساده و صمیمی کتاب گویی زبان مشترک همه انسان‌هاست که از دل برخاسته و بر دل ...
قصه‌های ارواح
قصه‌های ارواح موهای تنت سیخ خواهد شد! وقایع وهم‌آلود بدذات و صدای قدم‌هایی دلهره‌آور در لا‌به‌لای صفحات این کتاب ترسناک شب و روز تعقیب می‌کنند! داستان‌هایی از گی‌دومو پاسان، چارلز دیکنز، جان گوردون، آلیسون پرینس و...
بعضی زن‌ها
بعضی زن‌ها آرچي مك‌لاورتي صدايي براي آواز داشت كه هركس يك‌بار مي‌شنيد هرگز فراموش نمي‌كرد. صدايي صاف و محكم. كلمه‌ها را نيمي فرياد و نيمي آواز ادا مي‌كرد. آواز محزون و يكنواخت و بي‌پيرايه‌اش، چيزهايي را بيان مي‌كرد نگفتني، واضح و شمرده. از رز هم با آواز خواستگاري كرد، برايش خواند: «هرگز زن يك جوان بي خاصيت نشو.»...
مشاهده تمام رمان های جمعی از نویسندگان
مجموعه‌ها