کودک و نوجوان

شازده کوچولو

یک بار، وقتی شش سالم بود، در کتابی به نام «داستان‌های واقعی»، که درباره جنگل های استوایی بود، تصویر قشنگی دیدم. آن تصویر یک مار بوآ را نشان می‌داد که داشت جانوری را می‌بلعید، شبیه همین تصویری که می‌بینید.

کارنامه
9789644311000
۱۳۹۷
۱۱۰ صفحه
۴۸۹ مشاهده
۶ نقل قول
نسخه‌های دیگر
آنتوان دو سنت اگزوپری
صفحه نویسنده آنتوان دو سنت اگزوپری
۳۷ رمان آنتوان دو سنت اگزوپری، نویسنده و خلبان فرانسوی، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در لیون فرانسه به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با پرواز، سفرهای هوایی و تجربه خطر در آسمان شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با «شازده کوچولو»، ...
دیگر رمان‌های آنتوان دو سنت اگزوپری
شازده کوچولو (تصویرسازی)
شازده کوچولو (تصویرسازی) شازده کوچولو ساکن سیاره کوچکی به اندازه یک خانة معمولی است و در آن جا گل بی‌همتایی دارد که مایه همه عواطف و دلخوشی‌ها و رنج‌های اوست. خواننده اندک اندک با سرگذشت این موجود کوچولوی دوست‌داشتنی آشنا می‌شود و پی می‌برد که چرا او روزی تصمیم به ترک وطن می‌گیرد و پس از عبور از شش سیاره به سیاره هفتم، ...
پرواز شبانه
پرواز شبانه ریویر در اعماق وجود برای این مرد شجاع که گرفتار ترس شده بود احساس تاسف کرد. خلبان کوشید توضیح دهد. ـ هیچ‌چیز را نمی‌دیدم. شک نیست که اگر پیش‌تر می‌رفتم... شاید رادیو می‌گفت... اما چراغم ضعیف می‌شد و من دست‌های خودم را هم نمی‌دیدم. سعی کردم چراغ پرواز را روشن کنم تا دست کم یک بال را ببینم اما چیزی ندیدم. ...
پرواز شبانه و نامه به 1 گروگان
پرواز شبانه و نامه به 1 گروگان اولین کتاب سنت اگزوپری را دوست دارم، ولی این یکی را بیشتر. در «پیک جنوب» همراه با خاطرات خلبان، با دقتی چشم‌گیر و حیرت‌آور ماجرایی عاشقانه و احساساتی هم اضافه می‌شود که ما را به شخصیت اول داستان بیشتر نزدیک می‌کند. در مهرورزی چنان حساسیتی از خود نشان می‌دهد که کاملا احساس می‌کنیم انسانی واقعی و آسیب‌پذیر است. شخصیت اول ...
شاهزاده کوچک
شاهزاده کوچک پس، شب اول بر ماسه‌ها، هزارها فرسنگ دور از آب و آبادی خوابیدم. تک افتاده‌تر از کشتی شکسته‌ای بر کلکی در اقیانوس بودم. حالا تصور کنید صدای صرفه و ضعیفی که با دمیدن آفتاب بیدارم کرد تا چه اندازه دور از انتظار بود. صدا گفت: بی‌زحمت... برایم گوسفندی نقاشی کن! ببخشید؟ برایم گوسفندی نقاشی کن... انگار که صاعقه به من زده باشد بر ...
مشاهده تمام رمان های آنتوان دو سنت اگزوپری
مجموعه‌ها