رمان خارجی - اسپانیا

100 سال تنهایی

(One hundred years of solitude)

سال‌ها بعد هنگامی که سرهنگ آئورلیانو بوئندیا در برابر جوخه اعدام انتظار فرمان آتش را می‌کشید به یاد آن بعد از ظهر گذشته‌های دور افتاد که در آن پدرش او را برای یافتن یخ با خود برده بود. در آن زمان ماکوندو دهکده‌ای با بیست خانه کاه‌گلی بود که در کناره رودخانه‌ای با آبی زلال ساخته شده بود. ...

یاران
9789642340828
۱۳۹۷
۴۰۰ صفحه
۴۴۸ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
گابریل گارسیا مارکز
صفحه نویسنده گابریل گارسیا مارکز
۸۳ رمان گابریل گارسیا مارکز نویسنده و روزنامه‌نگار کلمبیایی و برنده نوبل ادبیات بود. او در آراکاتاکا به دنیا آمد و کودکی‌اش در فضایی گذشت که بعدها در شکل‌گیری جهان داستانی ماکوندو نقش مهمی پیدا کرد. مارکز کار خود را با روزنامه‌نگاری آغاز کرد و همین نگاه دقیق به واقعیت در داستان‌هایش ماند. اما واقعیت در آثار او خشک و روزمره نمی‌ماند؛ با افسانه، حافظه، خواب و تاریخ آمریکای لاتین در هم می‌آمیزد. «صد سال تنهایی» او را به چهره‌ای جهانی تبدیل کرد. «پاییز ...
دیگر رمان‌های گابریل گارسیا مارکز
ژنرال در هزاری توی خود
ژنرال در هزاری توی خود ... خوزه پالاسیوس این موضوع را به خاطر نداشت. اما هرگز آن شب باشکوه هشتم ماه فوریه هزار و هشتصد و بیست و شش را فراموش نمی‌کرد. زیرا صبح روز بعد یک مراسم استقبال شاهانه در آن شهر از آن‌ها به عمل آورده بودند. ژنرال هم در پاسخ آن همه محبت، جمله‌ای را گفته بود که از آن به بعد ...
کسی به سرهنگ نامه نمی‌نویسد
کسی به سرهنگ نامه نمی‌نویسد ... حالا آن پزشک جوان در پاکت محتوی روزنامه‌ها را گشوده و شروع به خواندن تیتر درشت آن کرد و سرهنگ نیز چشم از آن قفسه مربوطه برنمی‌داشت و منتظر بود ببیند که مامور پست کی مقابل آن‌ها می‌ایستد، اما پستچی این کار را نکرد، دکتر نیز خواندن روزنامه را قطع کرده و به سرهنگ و بعد به آن مامور ...
زنده‌ام که روایت کنم
زنده‌ام که روایت کنم زنده‌ام که روایت کنم، بی‌شک، یکی از کتاب‌های انگشت‌شماری است، که طی دهه گذشته، میلیون‌ها نفر از شیفتگان ادبیات ناب و والا چشم به راهش بوده‌اند: بازآفرینی موجز دوران سرنوشت ساز زندگی گابریل گارسیا مارکز. در این روایت پرشور، نویسنده نامدار کلمبیایی و برنده جایزه نوبل ادبیات در 1982 خاطرات دوران کودکی، نوجوانی و نخستین سال‌های جوانی‌اش را، با صداقتی ...
بی‌پروا
بی‌پروا در یک روز زشت ماه دسامبر گذشته در هاوانا پیامی از جانب او دریافت کردم. می‌خواست که من برای 100 سالگی روزنامه‌اش مقاله خاصی را بنویسم. همان شب در خانه من، فیدل کاسترو داشت برای من جشنی را تعریف می‌کرد. آن وقت صدای لرزان همسرم مرسدس را شنیدم: گیرمو کانو را به قتل رساندند. آنچه را که تمام جهان بدان واقف ...
تلخ‌کامی برای 3 خواب‌گرد
تلخ‌کامی برای 3 خواب‌گرد
مشاهده تمام رمان های گابریل گارسیا مارکز
مجموعه‌ها