رمان خارجی - آلمان

مردن

(Sterben)

فلیکس می‌دانست چه حسی دارد. در این‌جا چیزی در برابرش آمد و شد می‌کرد که او به مرگبارترین وجهی از آن نفرت داشت: نمونه‌ای از آن چیزی که پس از او همچنان باقی می‌ماند، چیزی که همچنان جوان بود و سرزنده، می‌خندید، آن زمان که او دیگر نمی‌توانست بخندد و بگرید.

ماهی
9789642093007
۱۳۹۷
۱۴۴ صفحه
۷۰۸ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده آرتور شنیتسلر
۱۰ رمان آرتور شنیتسلر نویسنده و نمایشنامه‌نویس اتریشی است؛ از چهره‌های مهم ادبیات وین fin-de-siècle و کاوشگر روان انسان مدرن است. او با وین، اتریش پیوند دارد و همین زمینه، مستقیم یا غیرمستقیم، در نوع نگاه و جهان روایی او دیده می‌شود. آثار او به میل، خیانت، مرگ، اخلاق بورژوایی و بازی‌های پنهان رابطه‌ها می‌پردازند. شنیتسلر با ظرافت روان‌شناختی می‌نویسد؛ گفت‌وگو و ذهن شخصیت‌ها در آثارش لایه‌های پنهان زیادی دارند. او پلی میان ادبیات، روان‌کاوی و بحران‌های اخلاقی جامعه مدرن ساخت. برای مخاطب فارسی، شنیتسلر نویسنده‌ای آرام ...
دیگر رمان‌های آرتور شنیتسلر
خانم بئاته و پسرش
خانم بئاته و پسرش درون‌مایه این کتاب، کند و کاوی در روان آدمی است. دل‌مشغولی‌ها و نگرانی‌هایی که زمان خاصی نمی‌شناسد.
سه اکسیر
سه اکسیر کتاب «سه اکسیر» (Die drei Elixire) نوشته‌ی آرتور شنیتسلر، یک نوولا‌ (داستان کوتاه) مستقل است که در سال ۱۸۹۵ منتشر شد. این داستان تنها یک روایت دارد و بخشی از مجموعه‌ی داستان‌های کوتاه نویسنده محسوب می‌شود، اما خودش یک اثر کامل و جداگانه است. شنیتسلر در این اثر مفاهیمی مثل عشق، حسادت، میل به دانستن حقیقت و وسوسه‌ی کنترل احساسات ...
مرده‌ها سکوت می‌کنند
مرده‌ها سکوت می‌کنند دیگر تحمل ماندن توی درشکه را نداشت. پیاده شد و توی خیابان به قدم‌زدن پرداخت. هوا تاریک شده بود. تک و توک، چند فانوس آن خیابان خلوت و دور افتاده را روشن کرده بودند و شعله فانوس‌ها در باد پیچ و تاب می‌خوردند. باران بند آمده بود. پیاده‌رو تقریبا خشک شده بود، ولی کف سنگ‌فرش نشده خیابان هنوز خیس بود ...
گریز به تاریکی و 5 داستان دیگر ( مجموعه داستان)
گریز به تاریکی و 5 داستان دیگر ( مجموعه داستان)
دیگری
دیگری زمان گذشت. هوا تاریک و تاریک‌تر شد. ناگهان کسی که منتظرش بود، از راه رسید. اما از کنارش گذشت، بی‌آن‌که بتواند او را بشناسد. این‌بار هم طرز راه رفتنش بود که نظر گوستاو را جلب کرد. قلبش تند می‌زد. به سرعت بلند شد و دنبال او راه افتاد. حس می‌کرد باید او را با نام همسر درگذشته‌اش صدا بزند، اما ...
مشاهده تمام رمان های آرتور شنیتسلر
مجموعه‌ها