رمان خارجی - خاور میانه

شمس‌پاره

(Semspare)

غربت کلمه عجیبی است، به محض به زبان آوردن، طعم گس آن را در دهانمان حس می‌کنیم. انگار سنگ نمکی را روی زبانت گذاشته‌ای که به این راحتی‌ها آب نمی‌شود. دل‌شوره‌ای که قابل بیان نیست. اگر بگویند تعریف‌اش کن قادر به بازگویی آن نخواهی بود. همیشه چیزی ناقص می‌ماند و نمی‌توانی تمام‌اش کنی...

افراز
9786003263192
۱۳۹۷
۲۴۸ صفحه
۳۶۲ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
الیف شافاک
صفحه نویسنده الیف شافاک
۴۱ رمان الیف شافاک، نویسنده ترک-بریتانیایی، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در استراسبورگ فرانسه به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با نوشتن به ترکی و انگلیسی و پرداختن به هویت‌های چندگانه شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با «ملت عشق»، «حرامزاده استانبول» ...
دیگر رمان‌های الیف شافاک
40 قانون عشق
40 قانون عشق سنگ کوچکی که در دستتان است را آرام به آب می‌اندازید که شاید دیده نشود. ظاهرا تاثیر آن صدا و موج کوچکی در آب به وجود می‌آید. شکافی که سنگ در رودخانه به وجود می‌آورد چیزی را تغییر نمی دهد بلکه تکان کوچکی است در کنار تغییرات دیگر اما زمانی که یک فرد سنگدل به دریا بزند تغییر آن تا ...
شرافت
شرافت مادرم دو بار از دنیا رفت. به خودم قول دادم تا اجازه ندهم داستان او فراموش شود... پمپه و آدم توپراک ترکیه را به قصد لندن ترک می‌کنند. در آنجا زندگی جدیدی برای خانواده‌شان می‌سازند. ولی سنت‌ها و عقاید کشورشان با آن‌ها همراه می‌شود. این عقاید و سنن که در خونشان جاری است، به فرزندانشان، اسکندر و اسما می‌رسد. فرزندان خانواده ...
ملت عشق
ملت عشق خیلی وقت پیش بود. به دلم افتاد رمانی بنویسم. ملت عشق. جرئت نکردم بنویسمش. زبانم لال شد. نوک قلم کور. کفش آهنی پایم کردم. دنیا را گشتم. آدم‌هایی شناختم، قصه‌هایی جمع کردم. چندین بهار از آن زمان گذشته کفش‌های آهنی سوراخ شده، من اما هنوز خامم، هتوز هم در عشق همچو کودکان ناشی...
ملت عشق (پالتویی) گالینگور
ملت عشق (پالتویی) گالینگور خیلی وقت پیش بود. به دلم افتاد رمانی بنویسم. ملت عشق. جرئت نکردم بنویسمش. زبانم لال شد. نوک قلم کور. کفش آهنی پایم کردم. دنیا را گشتم. آدم‌هایی شناختم، قصه‌هایی جمع کردم. چندین بهار از آن زمان گذشته کفش‌های آهنی سوراخ شده، من اما هنوز خامم، هنوز هم در عشق همچو کودکان ناشی...
شیر سیاه (روایتی طنزآلود از بحران هویت که این روزها ممکن است برای هر زن در آستانه مادر شدن رخ دهد)
شیر سیاه (روایتی طنزآلود از بحران هویت که این روزها ممکن است برای هر زن در آستانه مادر شدن رخ دهد) چرا همیشه فکر می‌کردم که یک مادر به محض در آغوش کشیدن طفل تازه به دنیا آمده‌اش به سمت شادی و شادمانی خیز برمی‌دارد؟ چرا هیچ کس نگفت که به هنگام خیز برداشتن و شادی و شادمانی، ممکن است سرم به سقف بخورد و تا مدت‌ها گیج و منگ باشم؟ چرا هیچ کس نگفت که گذر از دالان بهشت به ...
مشاهده تمام رمان های الیف شافاک
مجموعه‌ها