رمان خارجی - اسپانیا

درخت پرتقال

کارلوس فوئنتس نویسنده شهیر مکزیکی در کتاب «درخت پرتقال»، نگاه سنتی به تاریخ را به پرسش گرفته و یکی از آزادانه‌ترین آثارش را خلق کرده است. فوئنتس پرتقال را نماد مکزیک و اسپانیا می‌داند. در این اثر همه چیز از ترکیب 2 جنبه متفاوت شکل می‌گیرد، از به هم‌آمیختگی دو فرهنگ، دو ملت، دو خون. او امتزاج عناصر تاریخی و در هم تنیدگی زمان را به همین نسبت ترسیم می‌کند تا با روایتی ادبی، درکی جامع از لحظات گذرای تاریخ را برای مخاطبش به ارمغان آورد. او در این کتاب نمی‌خواهد گرفتار چارچوب زمان باشد، بلکه می‌خواهد فراتر از زمان حرکت کند. دید فوئنتس به تاریخ مانند مورخ‌ها دقیق و موشکافانه نیست. برای مثال او تاریخ فتح مکزیک را وارونه روایت می‌کند و بیانگر سیری از تاریخ ایت که می‌توانست اتفاق بیفتند اما این‌گونه نشد. مردگان در «درخت پرتقال» از وقایع محتملی سخن می‌گویند که در تاریخ رخ نداده است، اما در داستان رخ می‌دهد. فوئنتس تاریخ خود را می‌سازد و عناصرش را به هنر ذوق و خلاقیت در هم می‌تند تا روایتی ادبی از تاریخ بیافریند.

9786006059679
۱۳۹۷
۰ صفحه
۱۵۸ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
صفحه نویسنده کارلوس فوئنتس
۱۹ رمان کارلوس فوئنتس، نویسنده مکزیکی است و در میان خوانندگان با آثاری شناخته می‌شود که به تاریخ، هویت، سیاست و حافظه آمریکای لاتین نزدیک‌اند. زندگی و کار او نشان می‌دهد که ادبیات می‌تواند از دل تجربه‌های فردی، جهان‌هایی عمومی و ماندگار بسازد. مسیر نویسندگی او با توجه به جزئیات انسانی شکل گرفته است. در نوشته‌هایش معمولاً شخصیت‌ها فقط حامل ماجرا نیستند؛ آن‌ها با گذشته، ترس‌ها، امیدها و انتخاب‌هایی روبه‌رو می‌شوند که داستان را پیش می‌برند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او می‌توان به ...
دیگر رمان‌های کارلوس فوئنتس
پادشاه 1 چشم
پادشاه 1 چشم دوک: من به کسانی رو باور دارم که خودشون به هیچی معتقد نیستن. پوچی ما را به سمت چیزی که مشتاقشون هستیم سوق می‌ده. تنها با افرادی که دنبال کشف هویتم نبودن تونستم مراوده داشته باشم. دوناتا: بهتره بگی دلیل ایجاد چنین ارتباطی از سر ترحم بوده نه نیاز.
پوست انداختن
پوست انداختن آن‌چه پیوندتان می‌داد فقط دست‌هاتان بود. پیش پایش زانو می‌زدی تا بر این رابطه نامی بگذاری. او ایستاده پیش روی تو، تو زانو زده در پایش، پاهایش را بغل می‌کردی محکم‌تر و محکم‌تر دست‌هایت را تا کمرش بالا می‌بردی و او خم می‌شد و فقط دست‌هایت را می‌‌گرفت، تو همیشه فروتر، خاکسار، او همواره فراتر. بلند می‌شدی، ایستاده می‌طلبیدیش، دست‌هایتان ...
گربه مادرم
گربه مادرم -
لائورادیاس
لائورادیاس کارلوس فوئنتس در لائورادیاس تصویری از قرن بیستم را از نگاه لائورادیاس ارائه می‌کند. داستان زندگی لائورادیاس در مکزیک. به دور از پدر او چند سالی را با مادرش می‌ماند. برادرخوانده‌اش سانتیاگو شورشی آنارشیست است. لائورادیاس متاثر از برادر با انقلابی واخورده‌ای ازدواج می‌کند که حاصل آن دو پسر به نام‌های سانتیاگو و دانتون است. سانتیاگو نقاش می‌شود و دانتون ...
مشاهده تمام رمان های کارلوس فوئنتس
مجموعه‌ها