کمک! کمک! نیکی خواب بدی دیده است؛ خواب چند گرگ بد گنده ترسناک. کمک! کمک! خواهرها و برادرهای نیکی هم از گرگها میترسند. صبر کنید بچهها! مامان خرگوش همینجاست و همه گرگها و خوابهای بد را فراری میدهد. حالا میتوانید راحت و آرام بخوابید.
۱۱ رمان
والری گورباچف تصویرگر و نویسنده کتاب کودک است؛ هنرمندی که با تصویرهای گرم و شخصیتهای حیوانی مهربان شناخته میشود.
او در اوکراین به دنیا آمد و بعدها کارش برای مخاطبان کودک در جهان انگلیسیزبان هم خوانده شد.
کتابهای او معمولا بر احساسات ساده اما مهم کودکانه تمرکز دارند: دوستی، ترس، دلخوری، کنجکاوی و آرام شدن.
تصویر در آثار گورباچف نقش اصلی دارد. خطوط نرم و رنگهای صمیمی به کودک کمک میکنند پیش از خواندن کامل متن، فضای قصه را حس کند.
کار او نشان ...
کی امشب به من شب بخیر میگوید (قصههای دوستی 4)
وقت خواب است، اما بره کوچولو مامانش را پیدا نمیکند؟ پس کی امشب او را میخواباند؟ خانم گاو میگوید:«من... من... نگران نباش! بلدم چه طور شببخیر بگویم» اما نه، اینطوری نیست! نه خانم گاو میتواند بره کوچولو را بخواباند، نه خانم گربه و خانم اسب و بقیه حیوانات مزرعه. فقط مامان گوسفند بلد است چهطور به بره کوچولو شببخیر بگوید.
قرمز قرمز قرمز (قصههای دوستی 1)
لاکپشت خیلی عجله دارد. او دنبال یک چیز قرمز میگردد و وقت ندارد با کسی حرف بزند. اما چه چیز قرمزی؟ گلهای رز راکون؟ جورابهای بز؟ سقف خانه روباه؟ همه همسایهها میخواهند بدانند، برای همین دنبالش راه میافتند. وقتی لاکپشت بالاخره میایستد، هیچ چیز قرمزی وجود ندارد، اما ناگهان همه آن را میبینند؛ یک چیز قرمز قرمز قرمز.
چه فکر خوبی مولی (قصههای دوستی 7)
انگار روز خوبی برای فکر کردن نیست! مولی نمیتواند شعر بنویسد و دوستانش، خرگوشی و غازی و قورقوری و پیگی، ایده خوبی برای هدیه تولد لاکی ندارند. اما یک فکر خوب از راه میرسد! آنها با هم کار میکنند و بهترین هدیه را برای دوستانش درست میکنند؛ یک هدیه خیلی خیلی مخصوص.
روز برفی پیگی
کتاب «روز برفی پیگی» اثر والری گورباچف بوده و از مجموعهی قصههای دوستی به چاپ رسیده است. این کتاب برای ردهی سنی بالای شش سال نوشته شده است. نویسنده در این کتاب، داستان پسری به نام پیگی را روایت میکند که در یک روز برفی میخواهد یکی از آرزوهای مادر را به سرانجام برساند. در واقع پیگی و مادرش علاقهی ...
نیکی و روز بارانی (قصههای دوستی 8)
باران میبارد و نیکی و خواهرها و برادرهایش توی خانه گیر افتادهاند. حوصله همه سر رفته. پس کی این باران تمام میشود؟ نیکی فکر خوبی دارد؛ برویم سفر! سفر به کویر، به کوهستان، جنگل یا حتی به فضا. صبر کن نیکی! ببین، باران بند آمده! حالا میتوانید حسابی ماجراجویی کنید.