۱۸ رمان
اومبرتو اکو، نویسنده، نشانهشناس و فیلسوف ایتالیایی است و نامش با آثاری شناخته میشود که به نشانهها، تاریخ، دین، معما و بازیهای فکری نزدیکاند. در معرفی او، بهتر است به جای جملههای کلیشهای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتابهایش برمیگرداند.
مسیر کار او نشان میدهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان میآید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمانهای پرخوانندهای که بیواسطه با مخاطب حرف میزنند.
از آثار یا زمینههای شناختهشده ...
گورستان پراگ
کتاب گورستان پراگ، رمانی نوشته ی اومبرتو اکو است که نخستین بار در سال 2010 به انتشار رسید. اروپا در قرن نوزدهم—از تورین گرفته تا پراگ و پاریس—سرشار از اتفاقات مخوف و اسرارآمیز است. یسوعی ها علیه فراماسون ها نقشه می کشند. جمهوری خواهان ایتالیایی، کشیشان را با روده های خودشان اعدام می کنند. تبهکاران فرانسوی روزها نقشه ی بمب ...
شماره صفر
قصه کتاب دو تاریخ را پوشش میدهد:
اول سال 1945، روزهای پایانی جنگ جهانی دوم، مکان، دریاچه کومو. موسولینی و معشوقهاش به دست عدهای از پارتیزانهای محلی دستگیر و تیرباران میشوند. اوضاع و احوال مرگ «ایل دوچه» مناقشهبرانگیز است. دوم سال 1992، میلان، کولونا نویسنده روزنامههای زرد که با دستمزدی وسوسهبرانگیز برای نوشتن یک کتاب به اسم دیگری استخدام شده. ...
اعترافات رماننویس جوان
اعترافات 1 رماننویس جوان تحشیهای است بر متن رماننویسی اکو. این تحشیه اما، در مواردی از خود متن فراتر میرود و تصویری همزمان از اکوی رماننویس و نظریهپرداز را به ما مینمایاند: بنیانهای فکری، الگوهای نوشتاری و دلبستگیهای او را در مقابل ما میگستراند. او انگار در این کتاب، خود نویسندهاش را زیر میکروسکوپ خود محققاش گذاشته و به بررسی ...
شماره صفر
شماره صفر چونان راهنمایی عالی برای روزنامهنگاری زرد از کار در میآید، به طوری که مخاطب در حین خواندن آن در مورد ساختگی یا واقعی بودناش به تردید میافتد. رمان داستانی را روایت میکند که در سال 1992 اتفاق میافتد، هیئت تحریریهای سرهمبندی شده به تصویر کشیده میشود که مشغول آمادهسازی روزنامهای است که هدفاش، بیشتر از آن که اطلاعرسانی ...
گورستان پراگ
چند روز پیش هم که بی کمترین تصوری از اینکه که هستم بیدار شدم همین اتفاق افتاد. اما آن اتفاق در خانهی خودم افتاد، در حالی که امروز صبح در خانهی کسی دیگر بودم. چشمهایم خیس بودند. زبانم درد میکرد، انگار گازش گرفته بودم.