۱۶ رمان
جیمز جویس، نویسنده ایرلندی است و نامش با آثاری شناخته میشود که به زبان، شهر، ذهن، حافظه و فرم مدرن نزدیکاند. در معرفی او، بهتر است به جای جملههای کلیشهای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتابهایش برمیگرداند.
مسیر کار او نشان میدهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان میآید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمانهای پرخوانندهای که بیواسطه با مخاطب حرف میزنند.
از آثار یا زمینههای شناختهشده او میتوان به ...
اولیس 2 (کتاب دوم)
دلهرهای، افسوسی، آرام از ستون فقراتاش جاری شد و شدت گرفت. اتفاق میافتد، بله. مانع شو. بیهوده: نمیتوانی کاری بکنی. لبهای روشن و شیرین دختر. این هم اتفاق میافتد. دلهرهای سیال را حس میکرد که درونش منتشر میشد. هر کاری بکنی بیهوده است الان.
دوبلینیها
دلم میخواست به اتاق بروم و به او نگاه کنم، اما جرات در زدن نداشتم. آهسته در سمت آفتابی خیابان راه افتادم، و همچنان که میرفتم، تمام اعلانهای نمایشی را در پشت شیشه دکانها میخواندم. به نظرم عجیب میآمد که نه من حالت عزاداری داشتم و نه روز، و من حتی از کشف احساس آزادی در خودم ناراحت شدم تو ...
اندکی ابر
یک جمله از اشعار بایرون که روی میز بود او را به خود جلب کرد. در حالی که مواظب بود کودک بیدار نشود کتاب را با احتیاط با دست چپ باز کرد و شروع به خواندن اولین شعر آن کرد:
«بادی نیست
بعدازظهر است و یاس و نومیدی
زفیر است که به بیشه میتازد...
عاشق خواهم ماند
تا آندم که بازگردم و
آرامگاه مارگارت خویش
و ...
مردگان
جیمز جویس، واژه تجلی را برای لحظه مکاشفه بکار میبرد، که معمولا مقارن پایان داستان میآید و دریافت و آگاهی را تسریع میکند، و نحوه برداشتها و وقایع را تغییر میدهد. غالبا جرقه واقعی ساده یا معمولی چنین لحظهای را ایجاد میکند، این لحظه پایانی که جویس از آن به عنوان تجلی یاد میبرد در داستانهای کوتاه و بلند جویس ...