جما که از دیدن فرزندش
بسیار شاد شده بود،
هنگامی که دید پسرش به سرعت با اسب میتازد
و در صحرا از دید او دور میشود،
در حالی که بغض گلویش را میفشرد،
گفت:
برو در پناه خدا!
۵۶ رمان
ژول ورن، رماننویس فرانسوی و پیشگام ادبیات علمی-تخیلی، از چهرههای شناختهشده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در نانت فرانسه به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبانهای مختلف گره خورده است.
مسیر کاری او با علاقه به سفر، جغرافیا، علم و تخیل فنی شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرمکننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغههای شخصی او تبدیل شوند.
شهرت او بیش از همه با «دور دنیا ...
سفر به اعماق آمازون
کتاب سفر به اعماق آمازون، رمانی نوشته ی ژول ورن است که اولین بار در سال 1881 به چاپ رسید. ژول ورن در این کتاب مخاطبین را به همراه مردی برزیلی به نام ژوام گارال به سفری هیجان انگیز به اعماق آمازون می برد. گارال به همراه خانواده ی مهربان خود در مزرعه ای پررونق در پرو زندگی می کند. ...
ماجراهای کاپیتان هاتراس
«ماجراهای کاپیتان هاتراس» رمانی ماجراجویانه و علمی-تخیلی از ژول ورن است که نخستین بار در سال ۱۸۶۶ منتشر شد و پیشتر، بین سالهای ۱۸۶۴ تا ۱۸۶۵، به صورت سریالی عرضه گردید. این اثر، که روایت آن در سال ۱۸۶۱ جریان دارد، داستان کاپیتان جان هاتراس، افسر نیروی دریایی بریتانیا، را دنبال میکند؛ مردی مصمم و جاهطلب که شیفته فتح قطب ...
شهر پولاد
شب که میرسید نوار روز بالا میرفت تا جای خود را به نوار شب بسپارد. ولی پسر او در بارکش جای نمیگرفت. بلکه به اصطبل میرفت، بلرـ آتول غزیزش را به سرعت باز مییافت، شامش را که مقداری جو سیاه بود به اضافه جیره علفش میداد، سپس به نوبه خود مختصر شام سردش را که از بالا برایش به ...
20000 فرسنگ زیر دریا
نام ژول ورن ( 1905- 1828) برای همیشه به عنوان پدر داستانهای تخیلی- علمی تثبیت شده است و برخی از پیشرفتهای علمی و فنی که وی در داستانهایش با تخیل نیرومند خویش پیشبینی کرده بود امروز به تحقق پیوستهاند.
دهها سال است که جوانان و نوجوانان نسلهای پی در پی با داستانهایی چون بیست هزار فرسنگ زیر دریا، دور دنیا در ...
زیرزمین اژدها
به طرف اسطبل رفتند. اسبها در آنجا تنها بودند و مثل این بود که نفسنفس میزدند و شیهههای بلند میکشیدند. به یکی از میلههای ساک همیشگی کارل آویخته بود و کتاب حساب او هم در کناری افتاده بود، مارسل متوجه شد که چراغ دستی او هم در سر جایش نیست و این خود دلیل تازهای بود که کارل به درون ...