رمان ایرانی

بیچارگان

(Poor folik and other stories)

بیچارگان، رمانی کوتاه در قالب مکاتبه، در زمستان 45-1844 نوشته و بازنویسی شد. در ماه مه داستایفسکی نسخه دست‌نویس رمان را به گریگاروویچ به امانت داد. گریگاروویچ دست‌نویس را نزد دوستش نکراسوف برد. هر دو با هم شروع به خواندن دست‌نویس کردند و سپیده‌دم آن را به پایان رساندند و ساعت 4 صبح رفتند داستایفسکی را بیدار کردند و برای شاهکاری که آفریده بود به او تبریک گفتند. نکراسوف آن را با این خبر که گوگول تازه‌ای ظهور کرده است نزد بلینسکی برد و آن منتقد مشهور پس از لحظه‌ای تردید بر حکم نکراسوف مهر تایید زد. روز بعد بلینسکی با دیدار داستایفسکی فریاد زد جوان، هیچ می‌دانی چه نوشته‌ای؟ تو با بیست سال سن ممکن نیست خودت بدانی. داستایفسکی سی سال بعد این صحنه را شعف‌انگیزترین لحظه حیاتش خواند.

نی
9789641850694
۱۳۹۲
۲۰۸ صفحه
۲۵۴ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
فئودور داستایوفسکی
صفحه نویسنده فئودور داستایوفسکی
۷۳ رمان فئودور داستایوفسکی نویسنده روس و یکی از بزرگ‌ترین رمان‌نویسان جهان است. او در مسکو به دنیا آمد و زندگی‌اش با فقر، زندان، تبعید، بیماری و تجربه‌های سختی همراه شد که بعدها به عمق آثارش راه پیدا کردند. داستایوفسکی بیش از آنکه فقط روایتگر ماجرا باشد، کاوشگر روح انسان است. شخصیت‌های او معمولاً درگیر گناه، ایمان، آزادی، فقر، تحقیر، جنون و پرسش‌های اخلاقی‌اند. رمان‌هایی مانند «جنایت و مکافات»، «برادران کارامازوف»، «ابله» و «شیاطین» از مهم‌ترین آثار او هستند. این کتاب‌ها با وجود حجم ...
دیگر رمان‌های فئودور داستایوفسکی
جوان خام
جوان خام
مفتش اعظم (با نقد و تفسیر)
مفتش اعظم (با نقد و تفسیر) داستان «مفتش اعظم» تنها در آلمان بیش از شصت بار به طور مستقل منتشر شده است. داستایوسکی خود گفته است که این متن در تمام عمرش ذهن او را به خود مشغول کرده بود و در جای دیگری خاطر نشان می‌کند که «داستان مفتش اعظم» را نقطه اوج آثار ادبی خود می‌داند.
برادران کارامازوف
برادران کارامازوف «برادران، از گناه آدم‌ها نهراسید، آدمی را در گناهش نیز دوست بدارید، چه این شباهت به محبت خداوند اوج محبت در زمین است. همه خلقت خداوند را دوست بدارید، هم کل آن را و هم هر دانه ریگ را. هر برگ را دوست بدارید، هر پرتوی نور خدا را. حیوانات را دوست بدارید، گیاهان را دوست بدارید، هر چیز را ...
قمارباز (چرم)
قمارباز (چرم) طبق معمول اول پای کسب و کار در میان آمد. پولینا همین که دید پولی که به او داده‌ام هفتصد گولدن بیشتر نیست، اوقاتش تلخ شد. اوقاتش تلخ شد. به خودش اطمینان داده بود که جواهراتش را در پاریس کم‌کم هم که گرو می‌گذاشتم دو هزار گولدن می‌شد. گفت: صددرصد مقداری پول لازم دارم. باید هم به دستش بیاورم و الا ...
همیشه شوهر
همیشه شوهر
مشاهده تمام رمان های فئودور داستایوفسکی
مجموعه‌ها