با آوازی یکدست
یکدست
دنباله چوبین بار
در قفایاش
خطی سنگین و مرتعش
بر خاک میکشید
«تاج خاری بر سرش بگذارید!»
و آواز دراز دنباله بار
در هذیان دردش
یکدست
رشتهای آتشین
میرشت
۲۸ رمان
احمد شاملو شاعر، نویسنده، مترجم و روزنامهنگار ایرانی بود و از اثرگذارترین چهرههای شعر معاصر فارسی به شمار میآید. او در تهران به دنیا آمد و زندگی ادبیاش با شعر، ترجمه، پژوهش فرهنگ عامه و فعالیت مطبوعاتی گره خورد.
شاملو در شعر فارسی مسیری مستقل ساخت؛ مسیری که به «شعر سپید» شهرت یافت و از وزن سنتی فاصله گرفت، اما موسیقی درونی زبان را جدی گرفت. شعر او ترکیبی از عشق، اعتراض، اسطوره، آزادی و کرامت انسان است.
او فقط شاعر نبود؛ ...
خروس زری پیرهن پری
آتیش یه جونت بزنه.
به خون و مونت بزنه!
با پیشی زشت بیحیا.
آتیش به جون گرفتهها!
نقطه رو رحمتم شدین.
اسباب زحمتم شدین...
مثل خون در رگهای من (نامههای احمد شاملو به آیدا)
افسوس. چشمهای تو که مثل خون در رگهای من دوید، یکبار دیگر مرا به زندگی بازگرداند. تصور میکردم خواهم توانست به این رشته پر توان عشقی که به طرف من افکنده شده است چنگ بیندازم و یکبار دیگر شانس خودم را برای زندگی و سعادت آزمایش کنم. چه میدانستم که برای من، هیچگاه "زندگی" مفهوم درست خود را پیدا نخواهد ...
قصه ی دخترای ننه دریا
کتاب « قصه ی دخترای ننه دریا» " کودکانه های بامداد " نوشته احمد شاملو توسط نشر چشمه منتشر شده است. قصه دخترای ننه دریا یکی از سرودهای احمد شاملو است است که انتشارات امیرکبیر نخستین بار در سال ۱۳۵۷ با تصویرگری ضیاالدین جاوید منتشر کرد. قصه منظوم دخترای ننه دریا، قصه دلتنگی پسرهای عمو صحرا برای دخترای ننه دریاست. ...
آیدا درخت و خنجر و خاطره
اندکی بدی در نهاد تو
اندکی بدی در نهاد من
اندکی بدی در نهاد ما...
و لعنت جاودانه بر تبار انسان فرود میآید
آبریزی کوچک به هر سراچه هر چند که خلوتگاه عشقی باشد شهر را
از برای آن که به گنداب در نشیند
کفایت است
میراث
وقتی با سر و روی تر از حیاط برگشتم و پشت به پنجره جلو آینه نشستم، رو تیغه بالای دیوار حیاط که از پنجره تو آینه دیده میشد چشمم به گربه خاکستری دراز و لاغری افتاد که انگار از تو آینه مواظب رفت و آمد من بود، و دیدم که رک و پوست کنده، با کله نسبتا بزرگش بهام اشارههایی ...