شعر

مجموعه آثار احمد شاملو 1 (مجموعه اشعار)

مردی ز باد حادثه بنشست مردی چو برق حادثه برخاست آن،‌ ننگ را گزید و سپر ساخت وین، نام را، بدون سپر خواست ابری رسید پیچان پیچان چون خنگ یال‌اش آتش‌، بر دشت برقی جهید و موکب باران از دشت تشنه، تازان بگذشت آن پوک تپه،‌ نالان نالان لرزید و پاگشاد و فرو ریخت و آن شوخ بوته،‌ پر تپش از شوق پیچید و با بهار درآمیخت

نگاه
9789643511500
۱۳۹۶
۱۱۲۰ صفحه
۱۱۵ مشاهده
۰ نقل قول
احمد شاملو
صفحه نویسنده احمد شاملو
۳۲ رمان احمد شاملو شاعر، نویسنده، مترجم و روزنامه‌نگار ایرانی بود و از اثرگذارترین چهره‌های شعر معاصر فارسی به شمار می‌آید. او در تهران به دنیا آمد و زندگی ادبی‌اش با شعر، ترجمه، پژوهش فرهنگ عامه و فعالیت مطبوعاتی گره خورد. شاملو در شعر فارسی مسیری مستقل ساخت؛ مسیری که به «شعر سپید» شهرت یافت و از وزن سنتی فاصله گرفت، اما موسیقی درونی زبان را جدی گرفت. شعر او ترکیبی از عشق، اعتراض، اسطوره، آزادی و کرامت انسان است. او فقط شاعر نبود؛ ...
دیگر رمان‌های احمد شاملو
افسانه‌های کوچک چینی
افسانه‌های کوچک چینی در قلمرو پادشاهی سونگ، روزی روستایی مردی به هنگام کار در کشتزار خرگوشی را دید که هراسان از صدای خنده پای او به شتاب تیری از پس بوته‌‌یی برجست به درخت گشن برخورد گردن‌اش بشکست و بر جای سرد شد. از آن روز باز، روستایی نادان هر بامداد به کشتزار رفته زیر درخت بر زمین می‌نشست و زانو در ...
تهران خیابان شیخ هادی
تهران خیابان شیخ هادی احمد شاملو شاعر، نویسنده و روزنامه نگار ایرانی بود. شاملو مسلما تأثیرگذارترین شاعر ایران مدرن بود. شعر ابتدایی او تحت تأثیر و سنت نیما یوشیج بود. در واقع عبدالعلی دستغیب، منتقد ادبی ایران، معتقد است شاملو یکی از پیشگامان شعر نو فارسی است و پس از نیما بیشترین تأثیر را بر شاعران ایرانی عصر خود داشته است. شعر شاملو پیچیده ...
مرثیه‌های خاک و شکفتن در مه
مرثیه‌های خاک و شکفتن در مه احمد شاملو علاوه بر شعر و روزنامه‌نگاری به قصه‌نویسی و نوشتن فیلم‌نامه نیز می‌پرداخت. او باورها، دردها، دیده‌ها و شنیده‌ها را در غالب کلمات به شیوایی بیان کرده‌ است. زیبایی و شیوایی و سادگی اشعار احمد شاملو تحسین برانگیز است و آدمی را متحیر می‌کند. این کتاب یکی از زیباترین آثار احمد شاملو می‌باشد.
خروس زری پیرهن پری
خروس زری پیرهن پری آتیش یه جونت بزنه. به خون و مونت بزنه! با پیشی زشت بی‌حیا. آتیش به جون گرفته‌ها! نقطه رو رحمتم شدین. اسباب زحمتم شدین...
ملکه سایه‌ها
ملکه سایه‌ها یکی بود یکی نبود. روزی روزگاری، زیر این آسمان کبود، خواهر و برادری بودند که به خوبی و خوشی با هم زندگی می‌کردند. روزها برادر می‌رفت کار می‌کرد و پول در می‌آورد، و خواهر توی خانه می‌ماند و به کارهای خانه‌داری‌اش می‌رسید. یک روز که آن دو تا کنار هم جلو پنجره نشسته بودند و پرواز کبوترها را توی آسمان تماشا می‌کردند، ...
مشاهده تمام رمان های احمد شاملو
مجموعه‌ها