رمان خارجی - فرانسه

مردی که می‌خندد

کودک بر سر صخره بی حرکت ایستاد. به افق خیره شد. کسی را به کمک نطلبید. شکایتی هم نکرد. ضربت غیر منتظره بود ولی سخنی نگفت. در کشتی نیز به همان گونه سکوت برقرار شد. بین کودک و سرنشینان کشی کلمه‌ای هم به عنوان خداحافظی رد و بدل نشد. گوئی دو طرف توافق کرده‌اند بر سر صخره میخکوب سده و دور شدن کشتی می‌نگریست. آب دریا که بر اثر مد، بالا آمده پاهای او را نمناک ساخت گوئی می‌فهمید. چه می‌فهمید؟ جواب مبهم بود.

جواد محیی
2500310077832
۶۲۸ صفحه
۱۶۴ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
ویکتور هوگو
صفحه نویسنده ویکتور هوگو
۲۵ رمان ویکتور هوگو، نویسنده، شاعر و سیاستمدار فرانسوی است و در میان خوانندگان با آثاری شناخته می‌شود که به عدالت، عشق، فقر، انقلاب و رستگاری نزدیک‌اند. زندگی و کار او نشان می‌دهد که ادبیات می‌تواند از دل تجربه‌های فردی، جهان‌هایی عمومی و ماندگار بسازد. مسیر نویسندگی او با توجه به جزئیات انسانی شکل گرفته است. در نوشته‌هایش معمولاً شخصیت‌ها فقط حامل ماجرا نیستند؛ آن‌ها با گذشته، ترس‌ها، امیدها و انتخاب‌هایی روبه‌رو می‌شوند که داستان را پیش می‌برند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او ...
دیگر رمان‌های ویکتور هوگو
آنجلو،ستمگر پادوا
آنجلو،ستمگر پادوا
مردی که می‌خندد
مردی که می‌خندد هنگام طوفان مخصوصا طوفان برف. شب و دریا در هم آمیخته و به شکل مه غلیظی در می‌آیند. کشتی در دنیایی مه‌آلود دستخوش گردباد، به هر طرف رانده می شد. بدون آنکه نقطه اتکا،‌ وسیله برگشتن از راه منحرف یا توقف داشته باشد،‌ در میان افق نامرئی و عقب سر تیره و تار پیش می‌رفت.
گوژپشت نتردام
گوژپشت نتردام
بینوایان
بینوایان ن والژان برای سیر کردن هفت فرزند گرسنه‌ خواهرش قرصی نان می‌دزدد و نوزده سال در زندان اسیر می‌شود. پس از آزادی زندگی‌اش را وقف نیازمندان و کوزت، دختری یتیم، می‌کند اما بازرس ژاور نماینده‌ قانون، همه‌جا در تعقیب اوست.
مشاهده تمام رمان های ویکتور هوگو
مجموعه‌ها