رمان خارجی

ناطور دشت

(The catcher in the rye)

این کتاب از روز اول انتشارش یعنی سال 1952 تبدیل به پدیده‌ای جهانی شد و تا امروز هم از کتاب‌هایی بوده که هیچ‌وقت از محبوبش کاسته نشده، دلیل واضح اما پیچیده‌ای دارد. واضح بودنش در این است که راوی کتاب، شما را با خودش پیش می‌برد بدون اینکه از شما چیز زیادی بخواهد. اما پیچیدگی‌اش درست در این است که چطور می‌شود خیلی راحت دست مخاطب را گرفت و با خود به سفری دو سه روزه در نیویورک که دهه‌ی 50 میلادی برد؟ کتابی که جوابش در پس تک‌تک کلمات و سطرهای کتابی است که در دست‌تان گرفته‌اید.

میلکان
9786007443811
۱۳۹۴
۲۲۴ صفحه
۴۷۵ مشاهده
۳ نقل قول
نسخه‌های دیگر
جروم دیوید سالینجر
صفحه نویسنده جروم دیوید سالینجر
۲۱ رمان جروم دیوید سالینجر، نویسنده آمریکایی است و در میان خوانندگان با آثاری شناخته می‌شود که به نوجوانی، بیگانگی، صداقت و حساسیت زخمی نزدیک‌اند. زندگی و کار او نشان می‌دهد که ادبیات می‌تواند از دل تجربه‌های فردی، جهان‌هایی عمومی و ماندگار بسازد. مسیر نویسندگی او با توجه به جزئیات انسانی شکل گرفته است. در نوشته‌هایش معمولاً شخصیت‌ها فقط حامل ماجرا نیستند؛ آن‌ها با گذشته، ترس‌ها، امیدها و انتخاب‌هایی روبه‌رو می‌شوند که داستان را پیش می‌برند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او می‌توان به ...
دیگر رمان‌های جروم دیوید سالینجر
دلتنگی‌های نقاش خیابان 48 (9 داستان)
دلتنگی‌های نقاش خیابان 48 (9 داستان) سالینجر تنها نویسنده پس از جنگ در امریکاست که آثارش مورد استقبال همگان قرار گرفته. این استقبال نوعی عقب‌نشینی ادبی از آثار نویسندگان بزرگی چون هرمان ملویل، هنری جیمز و ویلیام فالکنر است؛ زیرا که آدم‌های آثار سالینجر بیش‌تر درون‌گرایانی هستند که خواننده به آسانی می‌تواند تصویر خود و معاصران خود را در آینه آن‌‌ها بازشناسد. سالینجر در عین حال به ...
فرنی و زویی
فرنی و زویی اگه یه مرد پایین یه تپه با گلوی بریده که آروم و آهسته خون می‌ریزه و جونش رو قطره قطره در‌می‌آره، دراز به دراز افتاده باشه و یه دختر زیبا یا یه زن پیر مجبور باشه با یه کوزه قشنگ درست روی سرش از کنارش رد بشه، مرد باید بتونه روی یه دستش بلند شه و ببینه کوزه صحیح و ...
دهانم قشنگ و چشم‌هایم سبز
دهانم قشنگ و چشم‌هایم سبز «خوبه ولی مثل اون اتاقی که قبل از جنگ گرفته بودیم، نیست. مردم خیلی بد شدن. همه‌جا پر از آدم‌های بی‌کلاس و بی‌فرهنگ شده. دیشب، تو سالن غذاخوری، آدم‌های میز کناری ما داهاتی داهاتی بودند.» «چاره‌ای نیست. اینطور آدما زیاد شدنو کاریش هم نمی‌شه کرد. راستی کفش‌های مخصوص رقصت خوب هستند؟» «موریل، یه بار دیگه می‌پرسم- حالت خوبه؟» «بله.مادر، برای نودمین بار، بله، خوبم.»
هفته‌ای یه بار آدمو نمی‌کشه
هفته‌ای یه بار آدمو نمی‌کشه مرد جوان ایستاد و ساعت شنی‌اش را سرسری گذاشت روی میز، تنها راه این کار همین بود. بهش گفت: ((قراره ویرجینیا خیلی بیاد دیدنت، عشقی. خیلی هم می‌خواد ببردت سینما.هفته‌ دیگه یکی از فیلم‌های قدیمی دابلیو سی فیلدز رو تو ساتن نشون می‌دن. تو هم که فیلدز رو دوست داری)).
مشاهده تمام رمان های جروم دیوید سالینجر
مجموعه‌ها