رمان خارجی

گتسبی بزرگ

(The great gatsby)

... لابد احساس کردم که دنیای گرم گذشته را از دست داده و برای دیر زیستن با رویایی یگانه بهای گزافی پرداخته است. لابد از میان برگ‌های ترسناک به آسمانی ناآشنا نگاه می‌کرد و به خود می‌لرزید از این‌که می‌دید چه چیز بدقواری است گل سرخ و چه سرد است آفتاب بر چمن نورسته... گتسبی بزرگ در سال 1925 منتشر شد، اما در دهه 1940 جلب توجه کرد، و سپس آن را یکی از برترین رمان‌های قرن خواندند، آن هم در سرزمینی که در نیمه اول قرن بیستم بهترین رمان‌ها و بهترین نویسنده‌ها را به جهان عرضه کرده بود. گتسبی بزرگ همتایان چندانی در میان رمان‌های قرن بیستم ندارد.

رضا رضایی
ماهی
9789642092345
۱۳۹۵
۲۱۲ صفحه
۲۰۵ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
اسکات فیتس جرالد
صفحه نویسنده اسکات فیتس جرالد
۶ رمان اسکات فیتس جرالد رمان‌نویس آمریکایی است؛ با «گتسبی بزرگ» و تصویر عصر جاز آمریکا شناخته می‌شود. زندگی و خاستگاه او با سنت پل، مینه‌سوتا، آمریکا پیوند دارد و همین زمینه در شکل‌گیری نگاه و جهان آثارش بی‌اثر نیست. آثار او ثروت، رؤیا، عشق، شکست و توهم موفقیت آمریکایی را با ظرافت روایت می‌کنند. فیتس جرالد نثری درخشان و غمگین دارد؛ پشت زرق‌وبرق مهمانی‌ها همیشه فقدانی عمیق ایستاده است. او یکی از صداهای اصلی ادبیات آمریکا درباره رؤیای آمریکایی و فروپاشی آن است. برای مخاطب فارسی، ...
دیگر رمان‌های اسکات فیتس جرالد
زیبا و ملعون
زیبا و ملعون با مشاهده خوشحالی او، احساس محشر و فوق‌العاده به چشمان آنتونی راه پیدا کرد. نفسش را بند آورده و اعصابش را قلقلک داد و احساسی پر طنین و زنگ‌دار راه گلویش را بست. اتاق ناگهان غرق سکوت شد. صدای ویولن‌ها و ساکسوفون‌های بی‌خیال، زنگ جیغ مانند نغ‌نغ بچه‌ای در همان نزدیکی، صدای دختر کلاه بنفشه‌ای در میز بغلی،‌همه و همه، ...
این سوی بهشت
این سوی بهشت ایزابل با خود گفت، چه آواز خارق‌العاده‌ای. آن شب همه چیز خارق‌العاده بود. نجوای ایمری با نوای موسیقی درآمیخت: «ایزابل» ناگهان زنگ صداها بلند شد،‌ و همه به سمت ایمری برگشتند... ایمری زیر نور چراغ،‌ کنار میز مجله‌ها را ورق می‌زد،‌ و ایزابل هم راحت و آرام،‌ بدون حرکت،‌ سر جایش نشسته بود، و با لبخندی شیرین از او استقبال ...
آخرین قارون
آخرین قارون با این که هیچ‌وقت روی پرده سینما نبوده‌ام اما بزرگ‌شده صنعت فیلم هستم. بعدها به من گفتند دودولف والنتینو به تولد پنج‌سالگی‌ام آمده بود. این را گفتم که بگویم قبل این که دست چپ و راستم را بشناسم دورادور می‌دانستم جریان چیست. یک‌بار می‌خواستم خاطراتم را با عنوان دختر یک تهیه‌کننده بنویسم اما در هجده‌سالگی واقعا چیزی در این‌باره برای ...
مشاهده تمام رمان های اسکات فیتس جرالد
مجموعه‌ها