من نمیخوام بمیرم. اگه یه مار پیداش بشه و مسمومم کنه، خب کرده. اگه شورشیها بیان و بهم شلیک کنن یا با چاقو سرم رو ببرن، خب کردن. اینها دست من نیست. اما این که بدن خودم بهم بتازه و بکشدم... نه. نمیتونم قبول کنم.
گیله خط
گیلکی، مانند دیگر زبانهای ایرانی، گویشها و لهجههای بسیار دارد که گویشوران آن در بخشهای شمال ایران سکونت دارند. البته میتوان برای هریک از این گویشها و لهجهها الفبای ویژه وضع کرد، اما این کار علاوهبر آنکه مشکلگشا نیست، پیوندهای زبانی را گسسته میکند. بنابراین بهتر است برای گیلکی (با همه گوناگونی) الفبای واحدی نگاشته شود، اما ملاحظات آوایی همه ...
مجله هوپا (شماره 17)
در شمارهی هفده مجلهی هوپا، با پادکست «میوکست» آشنا میشویم. آخرین قسمت کمیکاستریپ «روکو و ژاکلین» را میخوانیم. با مشکلات روزانهی هیولایی به نام «آستیندرازه» آشنا میشویم. نمایشنامهی «جک و گلآفتابگردان سحرآمیز» را میخوانیم. دنبال همزادمان میکنیم تا از رازهایش سر دربیاوریم، با خواندن داستان «سوت سحرآمیز» به سوالهای فلسفیاش فکر میکنیم. با «یینکا شونیباره» هنرمند مجسمهساز خوشفکر آشنا میشویم. ...
بگو آآآ (روایت 1 شغل) مجموعه داستان
مجموعهای که در دست دارید بخش اول خاطرات شغلی است که از خرداد 89 تا خرداد 90 در مجله همشهری داستان چاپ شدهاند. به کتاب درآمدن این صفحات به طرفداران قبلی این نوشتهها امکان میدهد که مجموعه کاملی از آن را در اختیار داشته باشند. برای کتابخوانان و آنهایی که پیشتر مخاطب این صفحات نبودهاند هم شرایطی فراهم میشود که ...
نیمهشب در داستایفسکی
در کتابخانه، در یک نشست، صد صفحه خواندم، حروف چاپی کوچک و ریز. ساختمان را که ترک کردم کتاب همانطور روی میز ماند، گشوده در صفحهای که مشغول خواندنش بودم. روز بعد برگشتم، و کتاب هنوز آنجا بود، گشوده در همان صفحه.
5 ضرب در 2 (5 نمایشنامه دو شخصیتی برای 1 زن و 1 مرد) مجموعه دنیای مدرن 1
ما همهمون چسبیدیم به زندگی. شاید این ثابت کنه که هیچی بعد از مرگ وجود نداره؟ شاید یه قسمتی از ما میدونه که این تمام اون چیزیه که ما داریم و سعی میکنه تا جایی که ممکنه نگهش داره.