لیکن مرا رها کنید از بند، به هلهله دستهایتان.
دم جلیل شما میبایست تا بیاکند شراعهایم را.
پس چونان که قلم عفو کشیدند بر گناهان شما،
بگذارید تا د یده خطاپوش شما به آزادیام بیانجامد.
۶۴ رمان
ویلیام شکسپیر نمایشنامهنویس، شاعر و بازیگر انگلیسی بود و معمولاً مهمترین چهره ادبیات نمایشی انگلیسی دانسته میشود. او در استراتفورد-اپان-ایون زیست و بخش اصلی کار حرفهای خود را در فضای تئاتر لندن گذراند.
از زندگی شخصی او همه چیز روشن نیست، اما آثارش نشان میدهند با زبان، صحنه و روان انسان آشنایی کمنظیری داشته است. شکسپیر هم برای تماشاگر عام مینوشت و هم متنهایی میساخت که قرنها بعد هنوز خوانده و اجرا میشوند.
نمایشنامههایی مانند «هملت»، «مکبث»، «شاه لیر»، «اتللو»، «رومئو و ...
مکبث
مکبث شگفتزده میشود. وقتی سه جادوگر پیشگویی میکند که پادشاه بعدی اسکاتلند خواهد بود. لیدی مکبث نمیتواند صبر کند! بدون در نظر گرفتن پیامدهای غمانگیز، امور را به دست خونین خویش میگیرد.
اتللو
آه، ای روح من، فتنه اینجا خفته است، همه را او موجب شده. و شما، ای ستارگان آرزمگین، مپسندید که با شما بگویم چه کرده است! همه را او سبب شده. اما خونش را نخواهم ریخت، و این پوست سفیدتر از برف را، که همچون مرمری که بر گورها مینهند صاف است، زخمدار نخواهم کرد. با این همه، باید بمیرد. ...
رومئو و ژولیت
سمپسون: گرگوری، به مردانگی سوگند، ما بزدل نیستیم.
گرگوری: البته، و گرنه بعبع میکردیم.
سمپسون: یعنی گردن به زور نمیدهیم، شمشیر میکشیم.
گرگوری: سرت را بالا بگیر، ببینم گردنی هست؟
سمپسون: خشم بگیرم، زود شمشیر میکشم.
گرگوری: اما دیر خشم میگیری.
سمپسون: حتی سگی از فامیل موناتیگو مرا تحریک میکند.
گرگوری: تحریک یعنی فرار، شجاعت یعنی ایستادن؛ اگر تحریک شدی ...
شاهکارهای شکسپیر : مکبث
هنری پنجم (داستانی از شکسپیر)
اگر سعی کنید بندهایی را که به دست و پایتان پیچیده است باز کنید، رها خواهید شد. شکار ادامه دارد! ندای درونتان را دنبال کنید و فریاد بزنید: "خداوند به همراه هری! انگلیس و سنت جورج!"