مجموعه داستان ایرانی

گرگ‌هایی که آنها را دریده‌ام (تکنولوژی تغییر)

گرگی پیر هراز گاهی به مزرعه دهقانی دستبرد می‌زد. سگ دهقان اما با وجود برخورداری از بنیه جوانی و چالاکی، موفق به گرفتن گرگ پیر نمی‌شد. روزی سگ به تعقیب گرگ پرداخت و تا رودخانه که مرز مزرعه بود، او را دنبال می‌کرد، ولی مثل همیشه گرگ از آب گذشت و سگ فقط به نظاره نشست. سگ از او پرسید: «چرا با اینکه سن و سالی از تو گذشته است، نمی‌توانم به تو برسم؟» گرگ پیر گفت: «تو به خاطر صاحبت به دنبال من می‌دوی، اما من با انگیزه نجات جانم می‌دوم.» گرگ پیر با وجود ضعف بدنی‌اش، سریع‌تر از سگ شکارچی می‌دوید، زیرا انگیزه و دلایل بیشتر و مهم‌تری برای دویدن داشت. همه تفاوت‌ها از انگیزه‌های متفاوت ناشی می‌شود.

9786009510825
۱۳۹۴
۲۲۰ صفحه
۶۳ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده مسعود لعلی
۱۶ رمان مسعود لعلی، نویسنده ایرانی است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به موفقیت، زندگی روزمره، حکایت، انگیزه و خودشناسی ساده نزدیک‌اند. در معرفی او، بهتر است به جای جمله‌های کلیشه‌ای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتاب‌هایش برمی‌گرداند. مسیر کار او نشان می‌دهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان می‌آید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمان‌های پرخواننده‌ای که بی‌واسطه با مخاطب حرف می‌زنند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او می‌توان ...
دیگر رمان‌های مسعود لعلی
الماس‌های خودباوری (شما عظیم‌تر از آنی هستید که می‌اندیشید 11)
الماس‌های خودباوری (شما عظیم‌تر از آنی هستید که می‌اندیشید 11) -
از آسمان طلا می‌بارد (داستان‌های واقعی و فوق‌‌العاده جذاب از جذب آرزوها و ثروت)
از آسمان طلا می‌بارد (داستان‌های واقعی و فوق‌‌العاده جذاب از جذب آرزوها و ثروت) داستان‌های قانون جذب در این کتاب تجربه بهترین مربیان در زمینه توسعه و رشد فردی از سرتاسر جهان گردآوری شده است. آن‌ها از داستان‌های واقعی زندگی خود گفته‌اند. داستان‌های قانون جذب، توضیح داده‌اند چگونه با استفاده از تکنیک‌های مدیریت ارتعاشات شرایط و امکانات معجزه‌آسایی در زندگی‌شان ‌آورده‌اند.
فایل صوتی درون تو طلاست (عمر کوتاه نیست ما کوتاهی می‌کنیم 2)
فایل صوتی درون تو طلاست (عمر کوتاه نیست ما کوتاهی می‌کنیم 2) شبی، برف فراوانی آمد و همه جا را سفید پوش کرد. دو پسر کوچک با هم شرط بستند که از روی یک خط صاف، از راهی عبور کنند که به مدرسه می‌رسید. یکی از آنان گفت: «کار ساده‌ای است!»، بعد به زیر پای خود نگریست که با دقت گام بردارد. پس از پیمودن نیمی از مسافت، سر خود را بلند ...
از ترسیدن نترسید
از ترسیدن نترسید بهترین راه‌ها را برگزینید. خانواده‌ای که به محیط جدیدی اسباب‌کشی کرده بودند، روزی صبح دیر از خواب بیدار شدند و در نتیجه کودک شش ساله آنها نتوانست به اتوبوس مدرسه برسد. پدرش با اینکه کار داشت، گفت که دخترش اگر بتواند راه را نشان بدهد او را به مدرسه خواهد رساند. دختر به راهنمایی پدرش پرداخت. بعد از بیست دقیقه رانندگی ...
مشاهده تمام رمان های مسعود لعلی
مجموعه‌ها