رمان ایرانی

پیاده

رمان داستان یک زن است در دل تهران. زنی که با شوهرش برای زندگی زناشویی از روستایی در کرمان به تهران می‌آید، سال‌های ابتدای انقلاب. ناگهان همسرش به زندان می‌افتد و او می‌ماند با فرزندی در شکم و فقری که جای نفس کشیدن برایش باقی نمی‌گذارد و اقوامی که دیگر نمی‌پذیرندش. زنی باردار در تهران سال‌های دهه شصت که گرسنه و رانده شده تصمیم می‌گیرد به زنده ماندن... سلیمانی رئالیسم تلخ و قصه‌گو را در این رمان به شکلی متفاوت اجرا می‌کند. تنهایی قهرمان و فضای جبرآلودی که پیرامونش وجود دارد، تمام جهانش را دربرمی‌گیرد و دست آخر نیز اتفاقاتی رخ می‌دهند غیرمنتظره. پیاده رمانی است که مخاطب را وادار می‌کند که آن را بخواند و شاهد رنج باشد و البته میل به زیستن، در شرایطی که همه‌چیز برای مردن مهیاست.

چشمه
9786002299918
۲۲۰ صفحه
۲۵۱ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده بلقیس سلیمانی
۱۷ رمان بلقیس سلیمانی، نویسنده و منتقد ایرانی است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به زن، جامعه، سیاست، خانواده و زیست شهرستانی نزدیک‌اند. زندگی و کار او نشان می‌دهد ادبیات چطور می‌تواند از تجربه‌ای شخصی، تاریخی یا فرهنگی به روایتی ماندگار برسد. مسیر نویسندگی او با توجه به انسان و موقعیت شکل گرفته است. در آثارش شخصیت‌ها فقط برای پیش بردن ماجرا نیستند؛ آن‌ها با ترس، آرزو، شکست، ایمان یا انتخاب‌هایی روبه‌رو می‌شوند که به متن عمق می‌دهد. از آثار یا زمینه‌های ...
دیگر رمان‌های بلقیس سلیمانی
مارون
مارون بلقیس سلیمانی از نویسندگان پرکار و پرمخاطب ادبیات ایران است. او که در رشته‌‌ فلسفه تحصیل کرده، نخستین رمانش را پس از سال‌ها نقدنویسی در مطبوعات و در سن چهل و دو سالگی منتشر کرد، رمان بازی آخر بانو که برای او جوایزی را نیز همراه داشت. بعد از آن تا امروز نیز این نویسنده آثاری مانند بازی عروس و ...
نام کوچک من بلقیس (یادداشت‌های پراکنده) مجموعه داستان
نام کوچک من بلقیس (یادداشت‌های پراکنده) مجموعه داستان «نامم را در سال 1346 گذاشتند بلقیس...» کتاب درست از همین‌جا شروع می‌شود؛ جایی که بلقیس نام او می‌شود و دنیایش شکل می‌گیرد. نام کوچک من بلقیس یادداشت‌های پراکنده‌ای است از کودکی او تا به امروزش. همه آنچه بلقیس سلیمانی، یا به تعبیر اهالی روستا «بلقیسو»، از عطر برنج و روغن حیوانی مطبخ مادرش در خاطر دارد تا فعالیت‌های انقلابی‌اش، ...
بازی آخر بانو
بازی آخر بانو دستش گرم بود، در را که بست بازی را شروع کردم، همان جا توی هال روی زمین نشستم و چادر سفید را تا روی ابروهایم کشیدم. به خانه بخت خوش آمدی. چیزی نگفتم و به اطراف نگاه کردم، خانه بزرگی بود، ظاهرا سه اتاق خواب داشت. خانم دکتر محمد جانی هم استاد فلسفه است و هم اهل داستان. این زن مرموز ...
سگ سالی
سگ سالی صنم را برای این می‌خواست که رابطش با بیرون باشد.مگر نه این‌که او را برای این‌روزها آماده کرده بود.پس فایده آن همه کتاب و روزنامه و بحث و سرو کله زدن چه بود؟درست است صنم دختر سر به هوایی بوده ولی اگر آن همه کتاب و روزنامه و بحث تاثیری نداشته عشق‌‌شان،مهر پسرعمویی که تاثیر دارد.می‌تواند خبرها را برایش بیاوردو ...
مشاهده تمام رمان های بلقیس سلیمانی
مجموعه‌ها