نمایش‌نامه و فیلم‌نامه

گزارش خواب

در جایی از نمایش صحافی می‌گوید: «و از همین لحظه است که. من مانده‌ام، و زمان مثل آواری بر من. فرود می‌آید، و شب و روز از من. ربوده می‌شود، و پلک‌های سنگین‌تر از. سلسله جبال من بازمانده است، و آدم‌هایی می‌آیند و می‌روند، و رویاها. می‌روند، و زمان‌ها می‌گذرند، و تاریخ. می‌گردد، و روزگار می‌چرخد [...] و من در دهلیز رها می‌شوم، درون سیاهی سیاه‌چاله بی‌انتها... و همه این‌ها به سان خوابی‌ست که. گزارش آن منم» و نمایش. گزارشی‌ست از این تاریخ که. نمی‌گذرد، بلکه هر بار باز می‌گردد و. چون خوابگردان در چرخه‌ای باطل. هرز می‌گردد و این همه همچون. کابوسی‌ست که نمایش در شرح آن. است و پس جز «گزارش خواب» نمی‌تواند باشد.

بیدگل
9786226401135
۱۰۰ صفحه
۷۱ مشاهده
۰ نقل قول
محمد رضایی‌راد
صفحه نویسنده محمد رضایی‌راد
۶ رمان محمد رضایی‌راد نمایشنامه‌نویس، فیلمنامه‌نویس و پژوهشگر ایرانی است؛ از چهره‌های مهم تئاتر معاصر ایران است. او با رشت، ایران پیوند دارد؛ همین زمینه در لحن، دغدغه یا مسیر حرفه‌ای او رد مستقیم یا غیرمستقیم گذاشته است. آثار او تاریخ، اسطوره، سیاست، زبان و بحران روشنفکری را در قالب نمایش دنبال می‌کنند. رضایی‌راد زبانی اندیشمند و ساختارمند دارد و به لایه‌های فلسفی متن اهمیت می‌دهد. او از نویسندگانی است که نمایشنامه فارسی را به فضای فکری و تاریخی پیچیده‌تری برده‌اند. برای مخاطب فارسی، آثارش متنی برای ...
دیگر رمان‌های محمد رضایی‌راد
رقصی چنین
رقصی چنین ((مردی که روی مین ایستاده سخن می‌گوید: این‌جا زمینه مادر، اون‌جا آسمون، ابر مال آسمونه، خاک مال زمین، خاک روی زمین می‌دوئه، ابر توی آسمون، پرنده‌ها اما هر دو جان، هم توی آسمون، هم روی زمین، ما فقط روی این زمین‌ایم مادر، چه سرده این زمین مادر، چه دوره اون آسمون، ما فقط روی این زمین واسادیم مادر... خلاصم کن ...
فعل (شطحیاتی در دستور) نمایش‌نامه
فعل (شطحیاتی در دستور) نمایش‌نامه در جایی از نمایش‌نامه یکی از آدم‌ها می‌گوید: «انسان نخستین نمی‌گفت، می‌رم، می‌رفت. نمی‌گفت بده، می‌گرفت. نمی‌گفت می‌خوام بخورم، می‌خواست و می‌خورد.» نمایش‌نامه «فعل» شرح هبوط «فعل» به مثابه کنش است در «فعل» به مثابه زبان. هبوطی که در آن عشق از کنش به کلام تنزل می‌یابد و «فعل» از زندگی رخت بر می‌بندد. کوشش آدم اصلی نمایش برای فهم ...
در دوزخ نوشتم
در دوزخ نوشتم زن و دختر روی دو مبل، همچون جنینی، در خود کز کرده؛ چشمان‌شان بسته است. صدای مرد: همه زندگی رو دوراهی‌ها پر کرده. سر دوراهی باید انتخاب کنی؟ هیچ راه دیگه‌ای نیست آیا، غیر از این دو؟ من توی این بازی نیستم؛ این بازی دوراهی‌ها. این بازی من نیست. توی این دوراهه‌ای که هر طرفش فرو رفتنه، تنها کاری که می‌شه ...
صدای آهسته
صدای آهسته در جایی از نمایش صدای آهسته. مرد یا زن نمایش خواهد گفت: «تو از من گریزی نداری. من از لحظه‌ای که. چشم باز کردی با تو بودم. وقتی که راه رفتی؛ وقتی که دهان باز کردی، در کنار تو می‌خوابیدم. با تو بزرگ می‌شدم. وقتی که بلوغ می‌شدی. من تنت را می‌کاویدم. بر میل‌هایت چنگ می‌کشیدم... تو را در تقدیر ...
مشاهده تمام رمان های محمد رضایی‌راد
مجموعه‌ها