نمایش‌نامه و فیلم‌نامه

ارثیه ایرانی

انسان نشانم بده، انسانی گرم، زنده، معاصر، که من صدای جرجر استخوانم را در او بشنوم، انسانی سرشته به ایمان و رنج منتشر، که تمام اعتبار و درخشش پلاتوی تو بسته به جمال اوست. و بی او بدان که صحنه سیاه است، یک غار مدرن، بی‌نور، سرد، که اشباح سرگردانی در سجاف آن بیهوده راه می‌روند. و آیا نوبت به غارهای مدرن و تیره آغازیان رسیده است؟ خوب من! همیشه یکی هست که عاشقانه بخواند.

قطره
9789643415846
۱۳۹۶
۱۱۲ صفحه
۶۳ مشاهده
۰ نقل قول
اکبر رادی
صفحه نویسنده اکبر رادی
۳۰ رمان اکبر رادی، نمایشنامه‌نویس ایرانی، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در رشت به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با آموزش، نمایشنامه‌نویسی و پرداختن به طبقه متوسط ایرانی شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با «لبخند باشکوه آقای گیل»، «آهسته با گل ...
دیگر رمان‌های اکبر رادی
ملودی شهر بارانی
ملودی شهر بارانی در روشنایی کدر نیمه‌شب طرح مات هیکل مهیار دیده می‌شود که با یک چراغ نفتی پایه فیروزه‌ای پشت به ما و رو به عکس صادق‌خان آهنگ ایستاده است. یک شعاع نورانی آهسته روی قاب عکس می‌افتد. آهنگ از توی عینک نگاهی به مهیار می‌کند و لبخند خفیفی روی لبش نقش می‌بندد.
شب روی سنگ‌فرش خیس
شب روی سنگ‌فرش خیس حامد: در پارکینگ شما چهار تاق باز بود ، دیدم از این طرف صرف بیشتری دارد! (یکی دو قدم پیش می‌آید.) سلام... انگار جای حساسی وارد صحنه شده‌ام. شعر می‌خواندید؟ رخساره: ما، در وقت خودش شعر هم می‌خوانیم. حامد: شعر و موسیقی، دو پای ثابت محفل استاد! (توی دست‌های سرد و بسته‌اش ها می‌کند و به سمت پیانو می‌آید.) و پیانو... که ...
تانگوی تخم‌مرغ داغ
تانگوی تخم‌مرغ داغ هنگامی که این عصاره عذاب را در مشت می‌فشردم، شاهد جنبش یک عقرب، یکی از طغیانی‌ترین حالات نفسانی خود نیز بوده‌ام، که سر به شورش گذاشته، در سایه روشن صحنه می‌خزید و بر عفاف حس‌های آبی، تانگو... من شعله می‌کشید. نمانیش‌نامه‌ای در معاینه انسان ترک خورده روزگار ما و تاملی در نشانه شناسی یک درد، شکل مثلث ترکیب محوری، و ...
از پشت شیشه‌ها
از پشت شیشه‌ها اتاقی است خاکستری. دری سمت چپ، دری سمت راست، پنجره‌ای روبه‌رو. جلوی پنجره پرده خاکستری رنگی افتاده است. دو سه تابلو، یک گرام، یک کوزه عتیقه و یک کتابخانه کوچک تزیینات اتاق را تشکیل می‌دهند. وسط، یک میز بزرگ کشودار، و سه طرف آن سه صندلی دیده می‌شود... نور باید به گونه‌ای تنظیم شود که حرکت زمان را ثبت کند، ...
افول
افول
مشاهده تمام رمان های اکبر رادی
مجموعه‌ها