نمایش‌نامه و فیلم‌نامه

پیاده در هوا

شادی وصف‌ناپذیری قهرمان داستان را در بر می‌گیرد و او سرمست از یقین، احساس سبکی کرده و شروع به دویدن می‌کند. ناگهان پلی نقره‌ای، بر بالای پرتگاه مسلط بر قله‌ای نورانی پدیدار می‌شود. قهرمان؟ هیجان‌زده از یک شادی احمقانه از روی زمین جدا شده و فریاد می‌زند: یه دفعه راه پرواز کردن رو یاد گرفتم. چطور این کار ساده رو فراموش کرده بودم؟ پرواز برای همه آدم‌ها ضروریه، مثل نفس کشیدن. همه آدم‌ها می‌تونن،‌ یعنی بلدن.

ترانه
9786007061848
۱۳۲ صفحه
۵۶ مشاهده
۰ نقل قول
اوژن یونسکو
صفحه نویسنده اوژن یونسکو
۲۴ رمان اوژن یونسکو نمایشنامه‌نویس رومانیایی-فرانسوی و از چهره‌های اصلی تئاتر ابزورد است. او در رومانی به دنیا آمد و بخش مهمی از زندگی و کار ادبی‌اش در فرانسه گذشت. یونسکو با زبان روزمره کاری عجیب می‌کند: گفت‌وگوها در آثارش ظاهراً عادی شروع می‌شوند، اما کم‌کم معنا از هم می‌پاشد. شخصیت‌ها حرف می‌زنند، اما ارتباط واقعی کمتر و کمتر می‌شود. نمایشنامه‌هایی مانند «کرگدن»، «آوازه‌خوان طاس» و «درس» نمونه‌هایی از جهان او هستند. در این آثار، پوچی فقط یک مفهوم فلسفی نیست؛ روی صحنه، در ...
دیگر رمان‌های اوژن یونسکو
تشنگی و گشنگی
تشنگی و گشنگی بی آن‌که این‌قدر دو رویم یونسکو این نمایش‌نامه را با رنج‌های روحی و ناخشنودی وجودی محسوس انباشته است. به روشنی این‌جا جهنم یعنی من، تو و دیگران، دانستن و ندانستن، هستی و نیستی. آیا این همه برای یک انسان زیاد نیست؟
گوشه‌نشین
گوشه‌نشین سی و پنج سالگی وقت کنار کشیدن از زندگی است. حداقل این نظر شخصیت اول تنها رمانی است که اوژن یونسکو نوشته. ارثیه ناگهانی این امکان را به قهرمان رمان می‌دهد که شغل بی‌اهمیت و کسل‌کننده‌اش در اداره‌ای گمنام را ول کند. او دیگر کاری ندارد جز این که سعی کند از زندگی لذت ببرد... آن‌چه ما در زبان ساده و شیء‌گرای ...
آوازخوان طاس
آوازخوان طاس آوازخوان طاس، نمایش‌نامه‌ای است که بیش از چهارده سال به روی صحنه ماند! هدف یونسکو، در این نمایش‌نامه، بازنمودن قهقرای آدمی به علت از دست نهادن اصالت و تشبه به دیگران است. بهترین نمودار از این قهقرا، فرسودگی زبان محاوره و ابتذال گفتگوهاست، چرا که، به عقیده او، فرسودگی زبان حکایت‌گر فرسایش اندیشه است: همه می‌کوشند که مثل دیگران سخن ...
کرگدن
کرگدن برانژه: (به ژان) زندگی‌کردن امری غیرعادی‌ست. ژان: برعکس، هیچی طبیعی‌تر از این نیست. دلیلش هم اینکه همه‌ی مردم زندگی می‌کنند. برانژه: تعداد مُرده‌ها بیشتر از زنده‌هاست. تعداد اونها روزبه‌روز بیشتر می‌شه، زنده‌ها کمیابن. ژان: مُرده‌ها، باید گفت چنین چیزی وجود نداره! هاه! هاه!... (خنده‌ی بلند) اونها هم به شما فشار می‌آرند؟ چیزی که نیست، چطوری می‌تونه فشار بیاره؟ برانژه: من خودم از خودم می‌پرسم ...
هذیان 2 نفره تا هر جایی که دوست داشته باشیم و دختر دم بخت
هذیان 2 نفره تا هر جایی که دوست داشته باشیم و دختر دم بخت مرد: حتی اگه ندونن این جنگ برای چی شروع شده باز هم یه دلیلی براش پیدا می‌کنن. اون‌ها به ورای دلایل خودشون نمی‌رن. زن: هیچ‌وقت اون‌جوری که باید قطع نمی‌شه، چه فایده‌ای داره؟ مرد: به درد گذرون زندگی‌ ‌می‌خوره. زن: زندگی ما هم می‌گذره. نتیجه دلسردی از تاریخ. و همین تاریخ خود را با سر و صدای زیاد به ما ...
مشاهده تمام رمان های اوژن یونسکو
مجموعه‌ها