رمان خارجی - فرانسه

مگره و دیوار سنگی

(Maigret stonewalled)

27 ژوئن 1930 سربازرس مگره اولین بار با جسد مردی مواجه شد که مقدر بود تا چندین هفته تمام به نزدیک‌ترین و دردسرسازترین شخص زندگی‌اش تبدیل شود. این پیشامد چند جنبه داشت، بخشی معمولی بود و بعضی فجیع و برخی فراموش‌نشدنی. بخش فراموش‌نشدنی‌اش این بود که از یک هفته پیش از آن سیل اطلاعیه‌های رسمی به پلیس جنایی ابلاغ می‌شد که اعلام می‌کرد پادشاه اسپانیا روز بیست و هفتم وارد پاریس خواهد شد و از آن‌ها خواسته می‌شد که اقدامات احتیاطی لازم را در مورد این رویداد معمول دارند.

هرمس
9789643637309
۱۶۶ صفحه
۶۱ مشاهده
۰ نقل قول
ژرژ سیمنون
صفحه نویسنده ژرژ سیمنون
۵۸ رمان ژرژ سیمنون، رمان‌نویس بلژیکی، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در لیژ بلژیک به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با روزنامه‌نگاری، نوشتن پیاپی و توجه به زندگی شهری شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با رمان‌های کارآگاه مگره و ده‌ها رمان ...
دیگر رمان‌های ژرژ سیمنون
پی‌یتر لتونی
پی‌یتر لتونی هر نژادی بوهای خودش را دارد که نژادهای دیگر از آن متنفرند. سربازرس مگره پنجره را باز کرده بود و پیوسته پیپ می‌کشید، ولی بوهای مبهم هم‌چنان ناراحتش می‌کرد.
مگره نزد فلاماندها
مگره نزد فلاماندها سربازرس مگره به درخواست آنا پیترس، از خانواده‌های فلاماند و مغازه‌دار، روانه ژیوه نزدیک مرز بلژیک می‌شود؛ شهری کوچک در کنار رودخانه‌ای بزرگ، که در آن‌ها ده‌ها کشتی باری و یدک‌کش در انتظار فرو نشستن طغیان رودخانه پهلو گرفته بودند. به دنبال ناپدید شدن یک دختر جوان که آخرین بار در خانه آنا دیده شده بود، خانواده پیترس مورد سوءظن ...
دلواپسی‌های مگره
دلواپسی‌های مگره داستان‌های مگره، علاوه بر گیرایی داستان و التهاب کشف معما که نویسنده به بهترین وجه در آثار خود می‌پروراند، سبک ساده نگارش، کوتاه بودن جملات، حذف آرایه‌های غیر ضروری و بسنده کردن به مفاهیم مستتر است که در مجموع آن چیزی را به وجود می‌آورند که جو یا حال داستان‌های مگره نام گرفته است. سیمنون مردم معمولی یا به اصطلاح ...
امضای مرموز
امضای مرموز ساعت پنج و سه دقیقه کم بود. روی نقشه‌ی بزرگ پاریس که سراسر دیوار اتاق را پوشانده بود دایره‌ی کوچکی روشن شد. کارمندی ساندویچی را که می‌خورد کناری گذاشت و فیش تلفن را در یکی از هزار سوراخ تابلوی برابرش فرو کرد. الو! بخش چهاردهم؟ ماشین شما؟... حرکت کرد یا نه؟... کارآگاه مگره که میل داشت ظاهرا به اتفاقات بی اعتنا باشد ...
مگره می‌ترسد
مگره می‌ترسد
مشاهده تمام رمان های ژرژ سیمنون
مجموعه‌ها