رمان خارجی - اسپانیا

100 سال تنهایی

(One hundred years of solitude)

پس از گذشت سال‌‌های سال سرهنگ آئورلیانو بوئندیا در مقابل جوخه اعدام در انتظار فرمان آتش بود به یاد گذشته‌هایش افتاد وقتی که برای پیدا کردن یخ در بعدازظهری زیبا همراه پدرش به دهکده ماکوندو رفت. روستا در آن زمان فقط بیست خانوار داشت که در خانه‌‌های گلی کنار رودخانه زندگی می‌کردند. آبی زلال از روی سنگ‌هایی بزرگ، گرد و مرمرین که اشکالی همچون تخم دایناسورها داشتند، می‌گذاشت. زیبایی طبیعت منطقه چنان بکر و دست نخورده بود که حتی اسمی برای بسیاری از اجسام و پدیده‌‌هایش انتخاب نشده بود و مردم ماکوندو برای گفتگو درباره آنها با انگشت به آنان اشاره می‌‌کردند.

اکبری
شبگون
9786009454518
۱۳۹۳
۵۸۴ صفحه
۱۰۵ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
گابریل گارسیا مارکز
صفحه نویسنده گابریل گارسیا مارکز
۸۳ رمان گابریل گارسیا مارکز نویسنده و روزنامه‌نگار کلمبیایی و برنده نوبل ادبیات بود. او در آراکاتاکا به دنیا آمد و کودکی‌اش در فضایی گذشت که بعدها در شکل‌گیری جهان داستانی ماکوندو نقش مهمی پیدا کرد. مارکز کار خود را با روزنامه‌نگاری آغاز کرد و همین نگاه دقیق به واقعیت در داستان‌هایش ماند. اما واقعیت در آثار او خشک و روزمره نمی‌ماند؛ با افسانه، حافظه، خواب و تاریخ آمریکای لاتین در هم می‌آمیزد. «صد سال تنهایی» او را به چهره‌ای جهانی تبدیل کرد. «پاییز ...
دیگر رمان‌های گابریل گارسیا مارکز
از عشق و شیاطین دیگر
از عشق و شیاطین دیگر روز بعد وقتی نگهبان به خاطر عدم حضور مارتینا در سلول، فریاد زنان او را بیدار کرد، تازه به مفهوم حرف‌های شب قبل او پی برد. آن‌ها معبد را به دقت گشتند ولی اثری از مارتینا نیافتند. تنها خبر یک ورقه کاغذ دست‌نویس محترمانه بود که سییرواماریا زیر بالش خود پیدا کرد: «من روزانه 3 بار برای شما دعا خواهم ...
عشق سال‌های وبا
عشق سال‌های وبا اندیشه‌های مارکز به گونه‌ای است که هرگز کسی جز خود او، نمی‌تواند در ذهن بپروراند و این از شگفتی‌های روزگار به حساب می‌آید که انسانی بتواند مطالبی را به تصویر بکشد که خوانندگان آثارش را به شگفتی و تحسین وادار سازد. به همین کتاب عشق سال‌های وبا استناد می‌کنیم. چگونه به ذهن کسی خطور می‌‌کند که بتوان شخصیت به ظاهر ...
تدفین مادربزرگ
تدفین مادربزرگ هیچ‌کس نمی‌توانست تصور کند که امکان دارد مادربزرگ روزی بمیرد، مگر افراد قبیله و خود او که دل نگرانی‌های ناشی از پیری پدر آنتونیو ایسابل، او را بر می‌انگیخت. اما امیدوار بود که مانند مادربزرگ مادری‌اش، که در دوران جنگ 1875 در آشپزخانه اقامتگاهش سنگر گرفته بود و با یک دسته از گشتی‌های سرهنگ آئورلیانو بوئندیا مقابله کرده بود، صدوبیست‌سال ...
20 داستان کوتاه
20 داستان کوتاه سفر سختی بود. همه این مدت در این فکر بودم که در دنیا، هیچ‌چیز دلرباتر از یک زن جذاب نیست؛ ترس که برایم ممکن نبود حتی برای یک لحظه هم که شده، خود را از سحر و جادوی آن مخلوق افسانه‌ای که پشت به من خوابیده بود، رها کنم. میهماندار اول، بلافاصله پس از بلند شدن هواپیما، ناپدید شد و ...
عشق در روزگار وبا
عشق در روزگار وبا نگاه ناخدا به سمت فرمینا داثا چرخید و بر پلک‌هایش نخستین بارقه‌های یخچه‌های زمستانی را تشخیص داد. سپس فلورنتینو آریثا را برانداز کرد، با سلطه خلل‌ناپذیرش بر خویش و عشق تهورآمیزش، و تردیدی دیر هنگام گریبانش را گرفت که باعث هراسش شد: آنچه حد و مرز نمی‌شناسد زندگی است نه مرگ. ازش پرسید: "خب، جنابعالی خیال می‌کنید تا کی می‌توانیم ...
مشاهده تمام رمان های گابریل گارسیا مارکز
مجموعه‌ها