نمایش‌نامه و فیلم‌نامه

دوستان

(Friends)

مادربزرگ: جمع کردن ظرف‌ها با من! مرد: اصلا شما عوضی‌ها کی هستین؟ پسر کوچک: (با لحنی گستاخانه) یه بار واسه همیشه می‌گم و تمام... مهم‌ترین درس زندگی واسه آدم،‌ کنار اومدم با دیگرونه. آدمی که با بقیه کنار بیاد، از پس هر چیر دیگه‌ای هم برمی‌آد. پسر بزرگ: تحقیقات ثابت کرده که طبق آمار اکثر جنایت‌کارها خوی ضد اجتماعی دارن. پدر: با همه این تفاسیر، لطفا به ما اعتماد کن و مثل مسافر یه کشتی اقیانوس‌پیما، با این اعتماد به امنیت برس. اطمینان دارم که روزی به وجودمون نیاز پیدا خواهی کرد و قدرمون رو خواهی فهمید. مرد: من دیگه نمی‌تونم این مزخرفات خوش‌رنگ و لعاب رو تحمل کنم. مغزم کشش نداره!

9786226377126
۱۰۴ صفحه
۵۰ مشاهده
۰ نقل قول
کوبه آبه ۷ رمان کوبه آبه نویسنده و نمایشنامه‌نویس ژاپنی است؛ با رمان‌های وجودی، بیگانه‌ساز و تمثیلی خود شناخته می‌شود. او با توکیو، ژاپن پیوند دارد و همین زمینه در نگاه و جهان آثارش رد پیدا کرده است. «زن در ریگ روان» مشهورترین اثر اوست؛ داستانی درباره اسارت، هویت، تکرار و معنای زیستن. آبه واقعیت را به موقعیتی کابوس‌گونه و فلسفی تبدیل می‌کند؛ جهان آثارش ساده توضیح داده نمی‌شود. او یکی از صداهای مهم ادبیات مدرن ژاپن است و با کافکا مقایسه شده است. برای مخاطب فارسی، آثار آبه ...
دیگر رمان‌های کوبه آبه
دفتر یادداشت کانگورو
دفتر یادداشت کانگورو صفیر سوت قطار. ترمز گوشخراش چرخ‌ها و توقف کامل تخت. تا پتو رو زدم کنار، زوزه باد خفه شد، انگار تو گوشم پنبه کرده بودن. ولی راحت می‌شنیدم و مشکلی نداشتم. تختم رسیده بود به سکوی ایستگاه. اون‌جا یه نور خفیف هم دیده می‌شد. این راه ‌آهن گمونم از خیلی وقت پیش تعطیل شده بود. با این که انواع و ...
مردی که به عصا تبدیل شد
مردی که به عصا تبدیل شد کوبه آبه 3 نمایش‌نامه این کتاب را نمادی از تولد زندگی و مرگ و پیوند آن‌ها را بازیگری که در سه نقش چمدان، بوکسور و مردی که به عصا تبدیل شد ایفای نقش می‌کند. مردی که به عصا تبدیل شد اولین بار در سال 1969 به روی صحنه رفت و کوبه آبه خود کارگردانی و تهیه‌کنندگی و همسرش ماچی طراحی ...
زن در ریگ روان
زن در ریگ روان داستان مردی است که همراه زن جوانی در ده ساحلی دور افتاده‌ای ته گودال پهناور شنی گیر افتاده است. در این گودال هر دم خطر ریگ روان که باد آن را می‌آورد تهدیدشان می‌کند. این رمان به نحو چشم‌گیری عناصر داستان دلهره‌آور را با اصول رمان‌های اگزیستانسیالیستی معاصر درهم می‌آمیزد. «این رمان خصوصیت اسطوره‌های بزرگ را دارد که با دقت داستان‌های ...
قتل غیرعمد
قتل غیرعمد صدای اگوچی: (نالان و نفس‌نفس‌زنان) بذارین برم... آخ... درد داره... بذارین برم. رئیس آتش‌نشانی: همه زدنش؟ فقط یه ضربه کافیه‌ها، اما همه باید شریک باشن. صدای اگوچی: (ضعیف و نالان) بذارین برم، ممکنه؟ معذرت می خوام. بذارین برم... خیلی درد داره. رئیس آتش‌نشانی؛ همه ما توی این ماجرا با هم هستیم. هیچ‌کس حق نداره شونه خالی کنه. و...
مشاهده تمام رمان های کوبه آبه
مجموعه‌ها