نمایش‌نامه و فیلم‌نامه

کشمکش بر سر سایه خر

(Der prozess um des esels schatten)

دندان‌پزشک اشتراتیون از خرکچی آنتراکس یک خر کرایه می‌کند تا از آبدارا به سمت گرانیه برود. بین راه می‌خواهد زیر سایه خر استراحت کند اما خرکچی از او به خاطر سایه خر تقاضای پول می‌کند چون خرکچی معتقد است که او تنها خر را کرایه کرده است و نه سایه‌اش را. از آن‌جایی که دندان‌پزشک حاضر به پرداخت پول اضافه نمی‌شود به این دلیل به آبدارا بازمی‌گردند تا نزد قاضی فیلیپیدس طرح دعوی کنند...

مروارید
9789641915966
۸۴ صفحه
۴۳ مشاهده
۰ نقل قول
فردریش دورنمات
صفحه نویسنده فردریش دورنمات
۱۵ رمان فردریش دورنمات نمایشنامه‌نویس و نویسنده سوئیسی است؛ چهره‌ای که طنز سیاه، فلسفه و موقعیت‌های اخلاقی پیچیده را به تئاتر مدرن آورد. او در کونولفینگن به دنیا آمد و در آثارش اغلب با عدالت، گناه، تصادف و مسئولیت انسان در جهانی نامطمئن درگیر شد. نمایشنامه‌هایی مانند «ملاقات بانوی سالخورده» و «فیزیکدان‌ها» نشان می‌دهند که کمدی می‌تواند به تاریک‌ترین پرسش‌های اخلاقی نزدیک شود. دورنمات آدم‌ها را در موقعیت‌هایی می‌گذارد که تصمیم درست، اگر هم وجود داشته باشد، دیگر ساده و پاک نیست. نثر و نمایش او ...
دیگر رمان‌های فردریش دورنمات
شهاب ثاقب
شهاب ثاقب اثری کمدی و در عین حال خوفناک است که در درون خود نگاهی استعاری به زندگی و جهان دارد. در این اثر طرح داستانی مشخصی وجود ندارد. فقط اتفاقاتی وجود دارند که در لحظه پدید می‌آیند و ما را می‌خندانند. اما این خنده بسیار تلخ و گزنده است.
سوء‌ظن
سوء‌ظن بازرس برلاخ، بستری در بیمارستان، پی می‌برد که پوشکی از دار و دسته جنایت‌کارهای نازی اکنون در سوییس در مقام پزشکی صاحب نام به جنایت‌هایش ادامه می‌دهد. برلاخ که با مرگ فاصله‌ای ندارد باید تکلیف این سوظن را روشن کند.
جستجو
جستجو درباره داستان جست‌و‌جو نوشته‌اند این داستان، داستان پر هیجان و اضطراب‌آوری است، از جست‌و‌جوی پی‌گیر و مداوم یک کارآگاه برای دستگیری قاتلی که بیماری روانی دارد. لیکن بیش از آن‌که یک داستان خیالی و اضطراب‌آور باشد، توصیفی است از زوال و انحطاط تدریجی بشر که با دید خاص دورنمات به دوستداران داستان‌های خود ارائه شده است.
قاضی و جلادش
قاضی و جلادش طی ماموریتی در استانبول بازرس برلاخ با تبهکاری شرطی می‌بندد: "انسان مهره‌ی شطرنج نیست که جنایتکارها به دلخواه حرکتش بدهند. هر جنایتکاری زمانی دستش رو می‌شود" بعد از چهل سال برلاخ، پیر و بیمار، فرصتی پیدا می‌کند و باید این شرط را ببرد... دورنمات در این رمان دنیایی آفریده است پر از هراس و امید، ابر و آفتاب، مرگ و زندگی.
مشاهده تمام رمان های فردریش دورنمات
مجموعه‌ها