رمان خارجی - بالکان

پس از کمونیسم

شاید بعضی از ایرانی‌ها از طعم سوسیس بلغاری خوش‌شان بیاید، اما بعید است کسی در ایران داستان سوسیسی را بداند که از گوشت الاغ در شهری در بلغارستان درست شده بود و هر دختری که از آن سوسیس می‌خورد بخت‌اش باز می‌شد؛ یا شاید دیگر همه مردم دنیا از استالین و کارهای مخوف‌اش با خبر باشند، اما بعید است که اغلب‌شان درباره ماشین شگفت‌انگیز استالین چیزی بدانند که برای نابودی آنی همه دنیا ساخته شده بود؛ یا... در این کتاب اما خواننده می‌تواند از همه این ماجراها سردربیاورد. «پس از کمونیسم» مجموعه داستان‌های کوتاهی است از نویسندگان معاصر بلغارستان؛ کشوری که تاریخ و ادبیات‌اش شاید برای خوانندگان ایران یکسره ناآشنا باشد.

فرید قدمی
هیرمند
9789644087233
۱۶۶ صفحه
۱۵ مشاهده
۰ نقل قول
جمعی از نویسندگان
صفحه نویسنده جمعی از نویسندگان
۲۸۸ رمان ...
دیگر رمان‌های جمعی از نویسندگان
دماغ (گزیده‌ای از بهترین داستان‌های کوتاه روس)
دماغ (گزیده‌ای از بهترین داستان‌های کوتاه روس) بسیاری از بهترین رمان‌ها و داستان‌های کوتاه دنیا به نویسندگان گذشته روسیه تعلق دارند. داستان‌های این مجموعه، گزیده‌ای است از چند کتاب که می‌توان آن‌ها را جزو بهترین داستان‌های کوتاه روس در ادوار مختلف دانست. کنار هم قرار گرفتن آثار این نویسندگان بزرگ، موجب می‌شود تا تنوع نگاه و سبک و نیز نقاط اشتراک پیدا و پنهانی را در آثارشان ...
پرسه در حوالی داستان امروز 3 (16 داستان از 16 نویسنده) مجموعه داستان
پرسه در حوالی داستان امروز 3 (16 داستان از 16 نویسنده) مجموعه داستان داستان اصولا چیزی جز همین رو دررویی‌ها نیست، رودررویی با تاریکی‌های خود جامعه یا تاریخ، و سپس دگرگون شدن و برکشیدن خود با آگاهی و نگاهی دیگر به زندگی، و البته روشن‌تر شدن، به گمان من جذابیت و قدرت هر داستانی به این است که چه‌قدر بتواند ما را با هر کدام از تاریکی‌ها آشنا کند، وگرنه در واقع داستان ...
نقش 82 (داستان‌های برگزیده جایزه هوشنگ گلشیری)
نقش 82 (داستان‌های برگزیده جایزه هوشنگ گلشیری)
بعضی زن‌ها
بعضی زن‌ها آرچي مك‌لاورتي صدايي براي آواز داشت كه هركس يك‌بار مي‌شنيد هرگز فراموش نمي‌كرد. صدايي صاف و محكم. كلمه‌ها را نيمي فرياد و نيمي آواز ادا مي‌كرد. آواز محزون و يكنواخت و بي‌پيرايه‌اش، چيزهايي را بيان مي‌كرد نگفتني، واضح و شمرده. از رز هم با آواز خواستگاري كرد، برايش خواند: «هرگز زن يك جوان بي خاصيت نشو.»...
مرگ دنتون و داستان‌های دیگر
مرگ دنتون و داستان‌های دیگر خب دیگر، کارمان با خبر بد تمام شد. رخ به رخ آن ایستادیم و بلایی سرمان نیامد. نه آسیبی دیده‌ایم و نه خونی از بدنمان می‌آید. دچار سوختگی هم نشده‌ایم. کفش‌هایمان هنوز صاحب دارند. آفتاب می‌تابد، پرندگان می‌خوانند و دلیلی ندارد که خوش و خرم نباشیم. خبرهای بد ـ انفجارها، نشتی نفت، نسل‌کشی، قحطی و موارد دیگر ـ بیشتر اوقات ...
مشاهده تمام رمان های جمعی از نویسندگان
مجموعه‌ها