هر چی که لازم بود، در مقدمه جلد اول گفتم و حالا حرف آخر: باشد تا روزی بیش از اینها بدانیم، و بیش از اینها بنویسیم، و چیزیهایی بخوانیم و بنویسیم که پس از خواندن و نوشتن آنها، این احساس در ما بیدار شود که انسانتر شدهایم.
مردی پر از ماهی گلی و 8 داستان دیگر
از کدام شهر آمدی؟
مشهد
روی کارت مینویسد: «آهو» و زیر آن امضایی میزند و کارت را به دستم میدهد. اتوبوس منتظر من و دو دختر دیگر است. در صندلی جاگیر میشوم و لبخند میزنم.
دیدی که شد مادر، پیدایش میکنم. با همان یک نشانه.
کاغذی از کیفم بیرون میآورم. از کنار تاخوردگی جملهای پیداست: «... که ضامن شد تا ...
پرواز به نیروانا و چند داستان دیگر
در نقطهای دور از من و بالای سرم، خطی طولانی از هواپیماهایی را دیدم که در ستون تیره واحدی پیش میرفتند؛ همه با سرعت یکسان، همه در یک مسیر، همه نزدیک به هم در پی هم میرفتند و آن ستون، از این سر آسمان، تا جایی که چشم کار میکرد، امتداد داشت. آن راه مختوم آنها برای پیشروی بود. گویی ...
کلهپوک و عاقل (20 افسانه ترکمنی) مجموعه داستان
این کتاب مجموعهای است از 20 افسانه که از زبان ترکمنی به فارسی ترجمه شدهاند: یکوجبی و سگش، کلهپوک و عاقل، قصر دیوها، اسب دریایی، موش حریص، مار چهلسر، گلنار و افسانههای دیگر.
بعضی زنها
آرچي مكلاورتي صدايي براي آواز داشت كه هركس يكبار ميشنيد هرگز فراموش نميكرد. صدايي صاف و محكم. كلمهها را نيمي فرياد و نيمي آواز ادا ميكرد. آواز محزون و يكنواخت و بيپيرايهاش، چيزهايي را بيان ميكرد نگفتني، واضح و شمرده. از رز هم با آواز خواستگاري كرد، برايش خواند: «هرگز زن يك جوان بي خاصيت نشو.»...
سن نفرتانگیز (مجموعه 8 شاهکار داستان کوتاه از نویسندگان بزرگ جهان)
میلان کوندرا نویسنده چک در جایی مینویسد:
تنها ادبیات است که میتواند ما را از بیرحمانهترین و ملالآورترین جنبه زندگی یعنی روزمرهگی دور کند. یک رمان خوب یا داستانهای کوتاه به راحتی میتواند ما را از ملال تعطیلات، بیهودگی، روزمرهگی و نکبت زنده بودن (به هر قیمت) و خیلی نکبتهای دیگر دور کند و لختی در هزارتوهای روابط پیچیده بین انسانها، ...