کتاب مانتیس شیطان نوشته داوود براتی دهقی، از دل رابطهای پرتنش میان یک نویسنده و ناشر آغاز میشود و خیلی زود به ماجرای ناپدیدشدن مردی میرسد که گذشتهاش پر از اتهام، سوءظن و روایتهای متناقض است. در مرکز داستان، جستوجو فقط برای پیدا کردن یک آدم نیست؛ مسئله، روبهرو شدن با دوستیهای فرسوده، حقیقتهای نیمهپنهان و زندگیای است که هر کس نسخهای متفاوت از آن تعریف میکند.این کتاب رمانی معمایی و جنایی است که از همان صفحات آغازین، فضای بیاعتمادی و دلخوری را وارد داستان میکند. راوی که نویسندهای به نام دارمان است، پس از اختلافی جدی با فرامرز، ناشر و دوست قدیمیاش، دوباره با تماس او روبهرو میشود. این تماس قرار نیست به حل اختلافهای کاری یا چاپ کتابی تازه برسد؛ مسیر داستان به سمت پروندهای شخصی و مبهم میرود که به مصطفی، شریک قدیمی فرامرز، گره خورده است. از همین نقطه، رمان میان رفاقت، سوءظن، خاطره و حقیقتی که مدام از دسترس دور میشود حرکت میکند.کتاب اما فقط بر یک معما تکیه نکرده است. بخش مهمی از کشش آن از برخورد شخصیتها با یکدیگر شکل میگیرد؛ آدمهایی که همدیگر را خوب میشناسند اما به هم اعتماد ندارند. فرامرز، مصطفی، ارغوان و دارمان هر کدام گذشتهای دارند که در گفتوگوها، کنایهها و روایتهای پراکنده آشکار میشود. داستان نشان میدهد که یک ماجرا را میتوان از چند زاویه دید و هر زاویه، تصویری تازه و گاهی متناقض میسازد. اتهام قتل، ناپدیدشدن، عشق قدیمی، شراکت ازهمپاشیده و حسادتهای بهجایمانده، لایههای اصلی فضای رمان را میسازند. کتاب مانتیس شیطان در کنار خط اصلی تعلیق، به گذشتهی مصطفی هم نزدیک میشود؛ گذشتهای که با فقر، طردشدگی، اعتیاد، عشق نافرجام و بازگشت دوباره به زندگی پیوند خورده است. همین گذشته، او را به شخصیتی مبهم تبدیل میکند؛ کسی که هم میتواند قربانی باشد و هم متهم. داوود براتی دهقی در طول روایت، مدام میان ظاهر و باطن آدمها رفتوآمد میکند و نشان میدهد پشت رفتارهای صمیمانه، کینه و حسابکشی هم وجود دارد.