وقتی پاییز بیاید

(when autumn comes)

شهاب از تاب پیـاده شـد و به سمت سرسره رفت! موهـای لخت و براقش زیر نور خورشید کم‌جان مهرماه می‌درخشید! بالای پله‌ها که رسید برگشت و دست تکان داد! لبخند زدم و بوس فرستادم! شهاب سر خورد و پایین آمد! دوباره از پله‌ها بالا رفت، پسرکی از سمت دیگر سرسره خودش را بالا کشید، در یک‌لحظه دو بچه بالای پله‌ها به هم خوردند، شهاب تعادلش را از دست داد و سقوط کرد! چند لحظه خشکم زد، بعد به خودم آمدم سریع به سمت بچه‌ام دویدم. پسرم روی زمین دراز کشیده بود!

ایهام
9786224420589
۱۴۰۵
۹۶ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول