پروانه و گلوله

(The Butterfly and the Bullet)

قو
9789641561811
۱۴۰۵
۴۰ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های مرجان ظریفی
خال خالی وقانون شماره هفت
خال خالی وقانون شماره هفت خال خالی بچه اژدهایی بود که با اجدادش کمی فرق داشت. خودش هم دقیقا نمی دانست با اقوام پیرش چه فرقی دارد؟ یک روز صبح که خال خالی از خواب بیدار شد تا سرکار برود حس کرد آن روز، روز عجیبی است. آن روز هوا خیلی سرد بود و همه جا ساکت و خلوت بود...
خال خالی و سوپ شگفت انگیز
خال خالی و سوپ شگفت انگیز خال خالی یک اژدهای امروزی بود. یعنی او با همه ی اژدهاهای قدیمی فرق داشت. او دوست داشت به شهر بیاید و در بین مردم زندگی کند. هر روز سوار مترو شود و سرکار برود. اما هزینه های زندگی در شهر برای یک اژدها خیلی زیاد بود. تا اینکه یک روز...
خال خالی به شهر می رود
خال خالی به شهر می رود خال خالی همیشه از خودش این سوال را می پرسید: یک اژدها برای زندگی بهتر چه چیزهایی لازم دارد؟ خال خالی، یک اژدهای امروزی بود. یک بچه اژدهای خاکستری، که چند تا خال زرد و نارنجی صورت و گردنش را رنگارنگ کرده بود. به نظر پدر پدربزرگش، او با اجدادش کمی فرق داشت...
خال خالی و یک سوال بزرگ
خال خالی و یک سوال بزرگ خال خالی آن بالای بالا بود. بالاتر از هر پرنده ای که می توانست توی آسمان پرواز کند. بالاتر از هر ابری که می توانست ببارد و بالاتر از آن که کسی از روی زمین بتواند او را میان رنگ آبی آسمان پیدا کند و با انگشت به دیگران نشانش بدهد. ...خال خالی چشم هایش را باز کرد و قیافه ...
مشاهده تمام رمان های مرجان ظریفی
مجموعه‌ها