«حضرت یونس (ع)» نوشتهی فاطمه قدیانی جلد هفدهم از مجموعهی بیست جلدی «قصههایی از پیامبران» و مناسب کودکان گروه سنی ب و ج است. نویسنده در این مجموعه کوشیده تا در قالبی داستانی و به شکلی کوتاه و ساده زندگی پیامبران را روایت کند که در کنار تصویرهای زیبا و جذاب به شکلی ملموس کودکان را با زندگی پیامیران آشنا میکند. این کتاب کودکان را با داستان زندگی حضرت یونس(ع) آشنا میکند. «یونس» کلمهای یونانی و به معنای کبوتر است. نام حضرت «یونس (ع)» چهار بار در قرآن ذکر شده و یکی از سورههای قرآن به نام اوست. او را از نوادگان یعقوب (ع) دانستهاند. به گفته بعضی یونس علیه السلام در حدود ۸۲۵ سال قبل از میلاد، در سرزمین نینوا ظهور کرد. نینوا شهری در نزدیک موصل (در عراق کنونی) یا در اطراف کوفه در سمت کربلا بود. هم اکنون در نزدیک کوفه در کنار مسجد الحمراء، قبری به نام مرقد یونس (ع) معروف است. گروهی از مورخان نیز مدفن حضرت یونس را در محل رسالت خود در منطقه باستانی نینوا در شمال عراق میدانند. خداوند، یونس (ع) را به سوی مردمی گسیل داشت که جمعیت بسیاری بودند، آن قوم دعوت او را اجابت نکردند و به غیر از تکذیب عکسالعملی نشان ندادند تا آن که عذابی که یونس(ع) با آن تهدیدشان میکرد، فرارسید. یونس(ع) خودش از میان قوم بیرون رفت. همین که عذاب نزدیک قوم او رسید و با چشم خود آن را دیدند، همگی به خدا ایمان آورده و توبه کردند. خدا نیز آن عذاب را از ایشان برداشت. اما یونس(ع) گویا متوجه نشده که قوم او ایمان آورده و توبه کردهاند، بنابراین دیگر به سوی آنها برنگشت، در حالیکه از آنان خشمگین و ناراحت بود همچنان پیش رفت و راه دریا را پیش گرفت. او سوار بر کشتی شد و به دنبال هجوم نهنگ به کشتی، مسافران کشتی تصمیم گرفتند یکی از سرنشینان را برای رهایی از نهنگ طعمهی آن بکنند. با قرعه یونس(ع) انتخاب و طعمهی نهنگ شد. آنگاه خدای سبحان او را در شکم ماهی چند شبانه روز زنده نگه داشت و حفظ کرد. یونس(ع) فهمید که این جریان یک بلا و آزمایشی است که خدا او را بدان مبتلا کرده و این مواخذهای است از خدا در برابر رفتاری که او با قوم خود کرد. یونس، در شکم نهنگ به درگاه خدا طلب بخشش و توبه کرد. خدای سبحان نالهی او را پاسخ گفت و به نهنگ دستور داد تا یونس را بالای آب و کنار دریا بیفکند. نهنگ چنین کرد. یونس وقتی به زمین افتاد مریض بود. خدای تعالی بوته کدویی بالای سرش رویانید تا بر او سایه بیفکند. پس همین که حالش جا آمد، خدا او را به سوی قومش فرستاد و قوم هم دعوت او را پذیرفتند و به وی ایمان آوردند. در نتیجه با این که اجلشان رسیده بود، خداوند تا مدتی معین عمرشان داد. «حضرت یونس (ع)» داستان جذاب و پرماجرای زندگی این پیامبر خداست که کودکان از خواندن آن لذت میبرند، داستانی جذاب که آنها را تشویق به خواندن داستانهای قرآنی میکند.