عمارت ایدنبروک

(Edenbrooke)

«عمارت ایدنبروک» نوشته‌ی جولیان دونالدسون یک رمان عاشقانه‌ی تاریخی است که در انگلستان قرن نوزدهم انگلستان اتفاق می‌افتد. داستان درباره شخصیت اصلی، ماریان داونتری، است؛ دختری جوان که پس از مرگ مادرش، با مادربزرگش در شهر باث زندگی می‌کند، در حالی که پدرش به فرانسه رفته است. او از زندگی محدود و رسمی شهر خسته شده و زمانی که خواهر دوقلویش، سیسیلی، از او دعوت می‌کند تا تابستان را در عمارت ایدنبروک بگذراند، این پیشنهاد را می‌پذیرد تا از یکنواختی فاصله بگیرد. در مسیر سفر، اتفاقات پیش‌بینی‌نشده‌ای مثل برخورد با یک راهزن پیش می‌آید که آغازگر ماجراهایی تازه است. در عمارت ایدنبروک، ماریان با مردی به نام فیلیپ ویندهام آشنا می‌شود که به‌تدریج در جریان داستان نقش پررنگ‌تری پیدا می‌کند. گفت‌وگوها و برخوردهای بین آن‌ها، با ترکیبی از سوءتفاهم، فاصله‌ و جذابیت متقابل، بستر شکل‌گیری تدریجی رابطه‌ای احساسی را فراهم می‌کند. رمان علاوه‌بر خط اصلی عاشقانه، درگیر مسائل خانوادگی، اجتماعی و روانی شخصیت‌ها هم هست. ماریان در طول داستان با پرسش‌هایی درونی درباره‌ی هویت، اعتمادبه‌نفس‌ و خواسته‌های واقعی‌اش مواجه می‌شود. او باید میان پایبندی به نقش‌های اجتماعی از پیش‌تعیین‌شده و انتخاب فردی خودش تصمیم بگیرد. روابط خانوادگی و نقش‌هایی که افراد در آن‌ها گیر افتاده‌اند، در این روند نقش مهمی ایفا می‌کنند. «عمارت ایدنبروک» با استفاده از عناصر آشنای رمان‌های دوره رجنت -مانند عمارت‌های روستایی، مراسم‌های رسمی‌ و قواعد طبقاتی- فضایی بازسازی می‌کند که به شکلی نسبی یادآور آثار نویسندگانی مانند جین آستن است. با‌این‌حال، لحن روایت ساده‌تر و نزدیک‌تر به زبان امروزی است.

9786227632613
۱۴۰۵
۳۰۴ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
جولیا دونالدسون
صفحه نویسنده جولیا دونالدسون
۵ رمان جولیا دونالدسون، نویسنده و نمایشنامه‌نویس انگلیسی کودک، در میان خوانندگان با آثاری شناخته می‌شود که از مرز سرگرمی ساده فراتر می‌روند و جهان خاص خود را می‌سازند. نام اصلی او Julia Catherine Donaldson است و مسیر کاری‌اش با نوشتن، تجربه و پیگیری صدایی مستقل شکل گرفته است. زادگاه او Hampstead, London, England است. این زمینه فرهنگی و تاریخی، بسته به نوع آثارش، در نگاه او به شخصیت، جامعه و داستان اثر گذاشته است. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او می‌توان به «گروفالو» ...
دیگر رمان‌های جولیا دونالدسون
گروفالو و موش ناقلا
گروفالو و موش ناقلا روز روزگاری، موش‌موشک داشت توی جنگل تودرتو گردش می‌کرد که روباه او را دید و هوس کرد یک لقمه چپش کند. اما روباه که چیزی نیست؛ او قرار است با جغد هم روبه‌رو شود و با مار و... وای کمک! وای نه! با گروفالو!
بچه گروفالو و موش ناقلا
بچه گروفالو و موش ناقلا گروفالو گفت هیچ گروفالویی نباید هیچ وقت پا توی جنگل تودرتو بگذارد. اما یک شب که برف تندتند می‌بارد و باد هوهو می‌وزد، بچه گروفالو هشدار پدرش را پاک نشنیده می‌گیرد و نوک پا نوک پا از غار می‌آید بیرون. آخر موش بد گنده که اصلا وجود ندارد... مگر نه؟
ایدنبروک
ایدنبروک پس از طی روزهای سخت از دست دادن مادر و زندگی در کنار مادربزرگ پیرش، مریان قدم در مسری پر فراز و نشیب پا می گذارد که زندگی اش را به کلی تغییر می دهد...
ماری که ماندنی شد
ماری که ماندنی شد کتاب «ماری که ماندنی شد» نوشته‌ی جولیا دونالدسون، با تصویرگری زیبا و رنگارنگ اکسل شفلر، داستانی جذاب و شاداب را برای کودکان به تصویر می‌کشد. داستان کتاب درباره‌ی یک جادوگر مهربان است که در آسمان با جاروی خود پرواز می‌کند. او به دلیل حواس‌پرتی خود کلاه، پاپیون و چوب‌دستی‌اش را از دست می‌دهد. هر یک از حیواناتی که این اشیاء ...
مشاهده تمام رمان های جولیا دونالدسون
مجموعه‌ها