«عشق چگونه زایل میشود» کتابی نوشتهی لئو تولستوی، نویسنده روسی است. این اثر در دسته ادبیات داستانی قرار می گیرد و جز داستان های کوتاه تولستوی به حساب می آید. این کتاب به موضوع عشق و فروپاشی آن می پردازد و تحلیلی روانشناختی از شکل گیری رابطه ای عاشقانه تا از هم پاشیدن آن است و برهمین اساس تولستوی در این داستان روایت رمانتیک نیست به این پرسش پاسخ می دهد که چگونه عشق از درون می پوسد؟ او در این نوشتار که بیشتر به مقاله ای روایی شبیه است تا داستانی خطی، عشق را مساله ای شکننده و برآمده از خودخواهی و قدرت عنوان می کند. «عشق چگونه زایل می شود» که تولستوی آن را در سال های پایانی زندگی خود نگاشته اوج بدبینی این نویسنده روس به ازدواج و عشق است. او در این کتاب در پی آن است تا عشق را نوعی خودخواهی فردی معرفی کند که در نهایت به فروپاشی محکوم است. در این اثر تولستوی فقط به دنبال روایت داستان نیست و در اظهاراتی جستارگونه آراء خود درباره عشق را بیان می کند و روان انسان را مورد قضاوت و کنکاش قرار می دهد. از نگاه تولستوی عشق زمانی زایل میشود که از دیدن دیگری به تصاحب دیگری تبدیل میشود. او روایت می کند که عشق در آغاز شامل توجه، کشف و مسئولیت است اما در پایان با انتظار، طلبکاری و کنترل به بن بست می رسد. داستان «عشق چگونه زایل می شود» از زاویه دید مردی میانسال روایت میشود که با نگاهی ناامیدکننده به رابطه و ازدواج خود فکر می کند. آن طور که مرد روایت می کند در ابتدا آشنایی و ازدواج او با زن مورد علاقه اش شیفتگی، تحسین و کشش شدید عاطفی وجود داشته و آن ها یکدیگر را خاص تصور می کردند. بعد از ازدواج اما زندگی روزمره آغاز میشود و تفاوتها آرامآرام نمایان میشوند. راوی متوجه میشود که تصویر آرمانی که از زن در سر داشته واقعی نبوده و زن هم همین گونه فکر می کند اما هیچکدام این را به زبان نمیآورند.