پروانه‌های سیاه

(Black Butterflies)

رمان «پروانه‌های سیاه» نوشته‌ی پریسیلا موریس که نخستین بار در سال ۲۰۲۲ منتشر شد، اثری است در ژانر داستان تاریخی و ادبی که به یکی از تاریک‌ترین فصل‌های قرن بیستم، یعنی محاصره سارایوو در جنگ بوسنی (۱۹۹۲-۱۹۹۶) می‌پردازد. این نخستین رمان موریس است، نویسنده‌ای با ریشه‌های بوسنیایی و کورنیشی که تابستان‌های کودکی‌اش را در سارایوو گذرانده و از تجربه‌های خانوادگی و حافظه جمعی آن دوران، تصویری انسانی و شاعرانه از جنگ آفریده است. کتاب، روایتگر فروپاشی، تاب‌آوری و پایداری روح انسانی در دل خشونت است، با زبانی لطیف و نثری تصویری که میان واقع‌گرایی و استعاره در نوسان است. داستان در بهار ۱۹۹۲ آغاز می‌شود. زورا، نقاش و معلمی ۵۵‌ساله، پس از فرستادن همسر، دختر و مادرش به انگلستان، در شهرش سارایوو می‌ماند؛ شهری که در آستانه‌ی فروپاشی قرار دارد. ابتدا تهدید جنگ دور به نظر می‌رسد، اما به‌تدریج صداهای تیراندازی و انفجار، جای همهمه‌ی خیابان‌ها را می‌گیرد. برق، آب و تلفن قطع می‌شود، مواد غذایی کمیاب می‌گردد، زمستان‌ها یخ‌زده و طولانی می‌شوند و در میان ویرانی، زورا می‌کوشد از طریق نقاشی و آموزش، معنا و امید را زنده نگه دارد. استودیوی او در یکی از بمباران‌ها نابود می‌شود، اما او در آپارتمانش نمایشگاه‌های کوچک و بداهه برپا می‌کند، با دانش‌آموزانش طرح می‌کشد‌ و از شیشه‌های خرد، گلوله‌های مصرف‌شده و تکه‌های ویرانی، هنر می‌آفریند. در جهانی که هر نشانه‌ای از انسانیت در خطر است، هنر برای او به عملی از مقاومت بدل می‌شود. عنوان کتاب استعاره‌ای است از لحظه‌ای که کتابخانه ملی بوسنی در آتش می‌سوزد و میلیون‌ها صفحه‌ی کتاب و سند تاریخی به خاکستر تبدیل می‌شود. زورا می‌بیند که صفحات سوخته چون پروانه‌هایی سیاه در آسمان شهر شناورند؛ تصویری فراموش‌نشدنی از نابودی فرهنگ، اما هم‌زمان یادآور بقای خاطره و معنای زیبایی. این استعاره در سراسر رمان طنین دارد: در جهانی که همه‌چیز می‌سوزد، کلمه و تصویر هنوز می‌توانند پرواز کنند. موریس در دل فاجعه، تصویری چندلایه از تاب‌آوری، امید و قدرت خلاقیت می‌سازد. زورا با عشق به خانواده و مسئولیت اخلاقی خود به عنوان معلم، میان ماندن یا رفتن در کشاکش است. عشق، فداکاری و شرافت انسانی در دل بی‌رحمی جنگ، بارها در قالب روابط میان همسایگان و شاگردانش تکرار می‌شود. در کنار او، چهره‌هایی مانند اونا، دختری جوان که می‌خواهد نقاش بماند، یا میرصاد، کتابفروشی که نشانه‌ای از پیوند فرهنگی شهر است، به یادماندنی می‌شوند. قدرت رمان در ترکیب صمیمیت انسانی با حقیقت تاریخی نهفته است. موریس بدون اغراق و با صداقتی عاطفی، ویرانی شهر چندقومیتی سارایوو را بازسازی می‌کند و نشان می‌دهد چگونه در دل بی‌نظمی و خشونت، انسان‌ها هنوز به خلق، مراقبت و بخشش ادامه می‌دهند. منتقدان از زبان تصویری و فضاسازی دقیق او ستایش کرده‌اند؛ با این حال، برخی معتقدند ریتم روایت گاه کند می‌شود یا برخی خرده‌روایت‌ها -مانند رابطه عاشقانه زورا و میرصاد- کمتر از ظرفیت خود بسط یافته‌اند. در نهایت، «پروانه‌های سیاه» فراتر از یک رمان جنگی است: سرود احترام به هنر، حافظه و انسانیت در زمانی که هر سه در خطر نابودی‌اند. از خلال چشمان زورا، خواننده درمی‌یابد که حتی در میان محاصره و ویرانی، خلاقیت و عشق همچون پروانه‌هایی سیاه، می‌توانند از خاکستر برخیزند. این اثر یادآور آن است که فرهنگ و زیبایی، هرچند شکننده، می‌توانند ماندگارترین شکل مقاومت باشند.

مزدک بلوری
بیدگل
9786223131868
۱۴۰۵
۳۲۰ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول