بیرون در تاریکی

(Outer Dark)

«بیرون در تاریکی» دومین رمان کورمک مک‌کارتی، نخستین‌بار در سال ۱۹۶۸ منتشر شد و در فضایی مه‌آلود و تقریبا اسطوره‌ای از نواحی آپالاچی رخ می‌دهد؛ جایی که واقعیت و تمثیل چنان در هم تنیده می‌شوند که مرز مشخصی میان آنها باقی نمی‌ماند. در مرکز روایت، خواهر و برادری به نام کولا و رینتی هولم قرار دارند که رابطه‌ای ممنوعه میان آنها مسیر داستان را تعیین می‌کند و با تولد نوزادی ناخواسته، دشواری‌های اخلاقی و روانی روایت آغاز می‌شود. کودک به‌ظاهر ناپدید می‌شود و سکوت کولا، همراه با دروغ تلخ او، رینتی را راهی سفری می‌کند که از جنس جست‌وجو، مقاومت و امید لرزان مادری است. در برابر این حرکت پیش‌رونده و جست‌وجوگر، کولا در مسیری متفاوت، آکنده از احساس گناه، پریشانی و آوارگی قدم می‌زند و حضور گروهی مرموز از سه مرد-که گاه واقعی و گاه نمادین به‌نظر می‌رسند-چون سایه‌ای دائمی او را دنبال می‌کند و به نوعی داوران خاموش عمل او می‌شوند. فضا و پیشرفت داستان بیش از آن‌که متکی بر رخدادهای بیرونی باشد، بر تجربه اخلاقی و وجودی شخصیت‌ها استوار است. رینتی با غریبه‌هایی روبه‌رو می‌شود که در رفتارشان آمیزه‌ای از مهربانی، بی‌تفاوتی و خشونت جریان دارد؛ و کولا با مسیری مواجه است که هرچه بیشتر پیش می‌رود، سنگینی گناه و هول‌ناکی سرنوشت او روشن‌تر می‌شود. این روایت دوگانه، نوعی تقارن تاریک می‌سازد: یکی در جست‌وجوی حقیقت و پیوند، دیگری گرفتار فرسایش درونی و قضاوت‌های پنهان. جهان مک‌کارتی در این رمان جهانی است که اخلاق در آن تثبیت نشده، امید شکننده است و نابینایی-چه فیزیکی و چه درونی-به عنوان تمثیلی از سردرگمی انسان در جهانی بی‌چراغ عمل می‌کند. بسیاری از شخصیت‌های فرعی به‌گونه‌ای توصیف می‌شوند که گویی خود نیز از حقیقت گریزان‌اند یا توان دیدن آن را ندارند، و این نابینایی نمادین، رمان را به تأملی درباره گمگشتگی انسان در برابر خطا، میل و پیامدهای انتخاب‌هایش بدل می‌کند. مک‌کارتی با نثری فشرده، شاعرانه و گاه بی‌رحمانه، چشم‌اندازی خلق می‌کند که در آن مناظر طبیعی، رودخانه‌ها، جنگل‌های خاموش و مسیرهای فرسوده جاده‌ها، همگی حالت ذهنی شخصیت‌ها را منعکس می‌سازند. او عناصر گوتیک جنوبی را با اشارات کتاب‌مقدسی و سازوکارهای اسطوره‌ای پیوند می‌زند و در نتیجه جهانی برمی‌سازد که هم عریان و واقع‌گراست و هم استعاری و اسطوره‌ای. این زبان نمادین به رمان عمقی چندلایه می‌دهد و آن را از یک داستان صرف، به نوعی سرگذشت اخلاقی تاریک بدل می‌کند. با این حال، ابهام گسترده در سرنوشت شخصیت‌ها و بازنماندن پاسخ‌های روشن، ممکن است برای برخی خوانندگان چالش‌برانگیز باشد. بسیاری از روابط، انگیزه‌ها و حتی مسیرهای داستانی به عمد نیمه‌گشوده رها می‌شوند؛ و این بی‌رحمی ساختاری، هم قدرت اثر را افزایش می‌دهد و هم می‌تواند فاصله‌ای عاطفی میان اثر و خواننده ایجاد کند. در پایان، «بیرون در تاریکی» روایتی است درباره گناه و پیامدهای آن، درباره انزوایی که از دل شرم، فقدان و حقیقت‌های ناپذیرفته برمی‌خیزد، و درباره جست‌وجوی رستگاری در جهانی که نشانه‌ای از بخشایش در آن دیده نمی‌شود. مک‌کارتی اثری خلق کرده که نه تنها هول‌انگیز و تاریک است، بلکه تأمل‌برانگیز و به‌شدت اخلاقی نیز هست؛ رمانی که خواننده را با پرسش‌هایی بنیادین درباره ماهیت انسان، مسئولیت، رنج و امکان رهایی تنها می‌گذارد. برای کسانی که به ادبیات گوتیک، تمثیل‌های وجودی و روایت‌هایی با لحن عمیقا اخلاقی و بی‌پروا علاقه‌مندند، این کتاب تجربه‌ای فراموش‌نشدنی و چالش‌برانگیز خواهد بود.

ثالث
9786223842702
۱۴۰۵
۲۶۲ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
کورمک مک کارتی
صفحه نویسنده کورمک مک کارتی
۷ رمان کورمک مک کارتی رمان‌نویس آمریکایی است؛ با نثری خشن، شاعرانه و جهان‌هایی سرشار از خشونت و سکوت شناخته می‌شود. زندگی و خاستگاه او با پراویدنس، رود آیلند، آمریکا پیوند دارد و همین زمینه در شکل‌گیری نگاه و جهان آثارش بی‌اثر نیست. آثار او غرب آمریکا، مرز، بقا، پدر و پسر، شر و سرنوشت انسان را در موقعیت‌هایی بی‌رحم دنبال می‌کنند. مک‌کارتی زبانی فشرده، کتاب‌مقدسی و تصویری دارد؛ خشونت در آثارش هم فیزیکی است و هم فلسفی. او یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان آمریکایی معاصر و ...
دیگر رمان‌های کورمک مک کارتی
بنده خدا
بنده خدا رمان «بنده‌ی خدا» نوشته‌ی کورمک مک‌کارتی داستان زندگی مردی به نام لستر بالارد را روایت می‌کند که در حاشیه‌ی جامعه و در دل کوهستان‌های تنسی زندگی می‌کند. او از همان آغاز داستان، شخصیتی طردشده و جداافتاده از دیگران معرفی می‌شود؛ فردی که هیچ جایگاهی در اجتماع ندارد و کم‌کم به حاشیه‌ی کامل رانده می‌شود. زمین خانوادگی‌اش را از دست داده، ...
جایی برای پیرمردها نیست
جایی برای پیرمردها نیست "جایی برای پیرمردها نیست" به قلم "کورمک مک کارتی" داستانی است که در زمان خودمان در مرزهای خونین بین تگزاس و مکزیک اتفاق می افتد. "لوئلین ماس" که در نزدیکی ریو گراند در حال شکار است ، با جسد مردانی رو به رو می شود که به ضرب گلوله کشته شده اند و به همراه آن ها یک بار هروئین ...
گذرگاه
گذرگاه
نصف النهار خون
نصف النهار خون کتاب «نصف النهار خون» رمانی نوشته ی «کورمک مک کارتی» است که نخستین بار در سال 1985 وارد بازار نشر شد. این رمان ماندگار از «مک کارتی»، به دنیای بی رحم مناطق مرزی «تگزاس» و «مکزیک» زندگی می بخشد. قهرمان زخم خورده ی این دنیا، نوجوانی که فقط با نام «بچه» شناخته می شود، باید با خشونت و سنگدلی باورنکردنی ...
مشاهده تمام رمان های کورمک مک کارتی
مجموعه‌ها