داستان‌ها

(Tales and sketches)

«در ونیز بود... که برای سومین یا شاید چهارمین‌بار، با شخصی که از او سخن می‌گویم، دیدار کردم. با ذهنی آشفته و یادآوری مبهم، آن دیدار را به‌یاد می‌آورم. با این‌حال، به خاطر دارم ــ‌آه که چگونه می‌توانم فراموشش کنم؟ــ ظلمت نیمه‌شب را، پل آه‌ها را، زیبایی زنی سحرانگیز را، و روح سرگردان عشق و خیال را که در امتداد آن آبراه باریک، آرام و خاموش پرسه می‌زد.»

مهدی جاوید
وال
9786229977217
۱۴۰۵
۱۸۰ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
ادگار آلن پو
صفحه نویسنده ادگار آلن پو
۲۲ رمان ادگار آلن پو، نویسنده و شاعر آمریکایی است و در میان خوانندگان با آثاری شناخته می‌شود که به وحشت، جنون، مرگ، گناه و معمای جنایی نزدیک‌اند. زندگی و کار او نشان می‌دهد که ادبیات می‌تواند از دل تجربه‌های فردی، جهان‌هایی عمومی و ماندگار بسازد. مسیر نویسندگی او با توجه به جزئیات انسانی شکل گرفته است. در نوشته‌هایش معمولاً شخصیت‌ها فقط حامل ماجرا نیستند؛ آن‌ها با گذشته، ترس‌ها، امیدها و انتخاب‌هایی روبه‌رو می‌شوند که داستان را پیش می‌برند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده ...
دیگر رمان‌های ادگار آلن پو
نامه ای که در بطری پیدا شد
نامه ای که در بطری پیدا شد طـوفان، کشتی‌ای سـرگردان را بـه سـوی سرنوشتی نـاشناخته مـی‌راند. راوی داستان، خود را در میان امواجی هراس‌انگیز و بر عرشه کشتی‌ای رازآلود می‌یابد؛ کشتی‌ای که گویی از دل زمان و تاریکی سر برآورده است. او واپسین مشاهدات خود را بر کاغذ می‌نگارد و آن را در بطری‌ای بـه اقیانوس می‌سـپارد. «نـامـه‌ای که در بطری پیدا شـد» از رازآلـودترین داستان‌های «ادگار ...
از جناب پو چه خبر (یادی با 5 داستان و 1 مقاله) مجموعه داستان
از جناب پو چه خبر (یادی با 5 داستان و 1 مقاله) مجموعه داستان ادگار آلن‌پو در زندگی کوتاه سراسر فقر و پریشانی و تلخ‌کامی، توانست در قالب چهل و هشت شعر کوتاه، شعر سمبلیک‌نویی را پی افکند، به داستان کوتاه جدید رسمیت ببخشید، داستان پلیسی را ابداع و داستان‌های عملی را گسترده‌تر کند، داستان‌های روان‌شناختی و سمبلیک بنویسد و تئوری نقد و اصول نقد تحلیلی را در بسیاری از سطوح گسترش دهد.
بهترین داستان‌های ادگار آلن پو
بهترین داستان‌های ادگار آلن پو
داستان‌های شگفت‌انگیز
داستان‌های شگفت‌انگیز اولین بار که آمد، نزدیک به دوازده سال داشتم. یادم است که بهار بود و همه چیز در نگاه او (یا من؟) شکوفا و دل‌فریب. به من می‌‌گفت: «تو مریدی و من مراد» و من از حرف او تعجب می‌کردم. بعد از چند روز، دیگر او را ندیدم و با رفتن او (یا من؟) بهار هم رفت...
مشاهده تمام رمان های ادگار آلن پو
مجموعه‌ها