زخمی و سینه خیز

(zakhmi va sineh khiz)

«زخمی و سینه‌خیز»، رمانی کوتاه اما عمیق در حوزه داستان معاصر فارسی است که با زبانی ساده، صمیمی و در عین حال تأثیرگذار، زندگی طبقه‌ای فراموش‌شده از جامعه را روایت می‌کند. این اثر، داستان دختری نوجوان به نام سمیه را از زاویه دید اول‌شخص روایت می‌کند؛ دختری که در دل یک خانواده فقیر و پرتنش زندگی می‌کند. فضای داستان، آکنده از فقر، اضطراب، محدودیت و در عین حال، امیدهای کوچک و انسانی است. نویسنده با مهارتی قابل توجه، زندگی روزمره این خانواده را به تصویر می‌کشد؛ از پستوی تاریک خانه گرفته تا روابط پیچیده میان اعضای خانواده، از بیماری مادر و ناله‌های مادربزرگ تا رفتارهای رازآلود پدر. یکی از نقاط قوت اصلی کتاب، فضاسازی دقیق و ملموس آن است. خواننده به‌راحتی می‌تواند خود را در آن حیاط خاکی، کنار حوض آب، یا در فضای خفه و گرم پستو تصور کند. جزئیات زندگی، مانند آب آوردن در نیمه‌شب، صدای ناله‌ها، یا دغدغه‌های ساده‌ای مثل غذا، با چنان ظرافتی بیان شده‌اند که حس همدلی عمیقی ایجاد می‌کنند. از نظر زبانی، نثر کتاب بسیار روان و نزدیک به گفتار است. این ویژگی باعث می‌شود روایت طبیعی و باورپذیر جلوه کند. در عین حال، جملاتی در متن دیده می‌شود که بار عاطفی و معنایی بالایی دارند و به‌سادگی در ذهن ماندگار می‌شوند. مضمون اصلی کتاب را می‌توان «تحمل رنج در سکوت» و «زیستن در مرز ناامیدی و امید» دانست. شخصیت‌ها، به‌ویژه سمیه، نماینده نسلی هستند که در شرایط سخت، بدون شکایت، به زندگی ادامه می‌دهند و معنای زندگی را در چیزهای کوچک جست‌وجو می‌کنند. در مجموع، «زخمی و سینه‌خیز» کتابی است صادقانه، تلخ و انسانی؛ روایتی از زندگی‌هایی که کمتر دیده می‌شوند اما عمیقا واقعی‌اند. این اثر برای علاقه‌مندان به داستان‌های اجتماعی و واقع‌گرایانه فارسی، انتخابی ارزشمند و قابل تأمل است.

به نشر
9789640239476
۱۴۰۵
۱۱۲ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده هادی خورشاهیان
۱۷ رمان هادی خورشاهیان، شاعر و نویسنده ایرانی است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به شعر، نوجوانی، روایت و تجربه زیسته نزدیک‌اند. زندگی و کار او نشان می‌دهد ادبیات چطور می‌تواند از تجربه‌ای شخصی، تاریخی یا فرهنگی به روایتی ماندگار برسد. مسیر نویسندگی او با توجه به انسان و موقعیت شکل گرفته است. در آثارش شخصیت‌ها فقط برای پیش بردن ماجرا نیستند؛ آن‌ها با ترس، آرزو، شکست، ایمان یا انتخاب‌هایی روبه‌رو می‌شوند که به متن عمق می‌دهد. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده ...
دیگر رمان‌های هادی خورشاهیان
مداد رنگی قد کوتاه
مداد رنگی قد کوتاه
دشمن آینده
دشمن آینده هادی خورشاهیان داستان‌نویسی پُرکار است و در آثارِ داستانی‌اش از روایت‌های خاص و عجیبی استفاده می‌کند که برآمده‌اند از ذهنِ چند سویه‌اش. رمانِ دشمنِ آینده تازه‌ترین نوشته‌ او، نیز با چنین مشی و سازمانی نوشته شده است. رمان داستانی خطی به مفهومِ مصطلحش ندارد و درباره‌ سکراتِ مرگ است به نوعی. گروهی از آدم‌های متفاوت و خاص که در مکانی ...
از خواب می‌ترسیم
از خواب می‌ترسیم نفس نفس می‌زدم و تپه را می‌رفتم بالا. از وقتی مرده بود سنگین‌تر شده بود انگار. تا وسط جنگل دوام آورد، اما آنقدر خون از بدنش روی برگ‌ها ریخت که دیگر توان نفس کشیدن هم نداشت. جنگل که تمام شد فهمیدم تمام کرده است. اما نمی‌توانستم جنازه‌اش را بگذارم خرس‌ها و گرگ بخورند. زنده که بود به خون هم تشنه ...
من هومبولتم
من هومبولتم انسان عمدتا با موضوعات زندگی می‌کند و حتی احساس و رفتار او بستگی به تصوراتش دارد. او موجود منحصر به فردی است که زبان، احساس و رفتار را به او، یا برای او انتقال می‌دهد.
لبه آب
لبه آب سوری با شنیدن صدای شلیک، از جا پرید و دوید طرف در هال. فرهاد به سرعت بلند شد و خودش را رساند به سوری و دست سوری را گرفت و کشید طرف خودش و او را از در دور کرد. سوری تقلا کرد دستش را از دست فرهاد بکشد بیرون و برود طرف در، ولی نتوانست. با التماس به فرهاد ...
مشاهده تمام رمان های هادی خورشاهیان
مجموعه‌ها