قلک های دوقلو

(Twin piggy banks)

بعضی قلک‌ها فقط برای جمع کردن سکه نیستند؛ برای جمع کردن دلواپسی‌اند، اشک‌اند، آرزوهای نصفه‌نیمه‌اند. «قلک‌های دوقلو» داستان لاله است؛ دختری نوجوان که در میانه سال‌های جنگ، یاد می‌گیرد چطور میان ترس و امید، ایستادن را انتخاب کند. داستان از همان خانه ساده‌ای آغاز می‌شود که در آن، مادر هر شب با نگرانی به همسرش نگاه می‌کند؛ دلواپس اعزام، دلواپس جبهه، دلواپس بی‌پدری بچه‌ها. او نمی‌خواهد قهرمان شود، نمی‌خواهد پرچم بالا ببرد؛ فقط می‌خواهد شوهرش بماند، سقف خانه فرو نریزد، بچه‌ها بی‌تکیه‌گاه نشوند. این دلواپسی خاموش، مثل نخ نامرئی، سراسر زندگی خانواده را به هم دوخته است. اما جنگ فقط پشت مرزها نیست؛ در دل خانه هم رخ می‌دهد. وقتی پدر ناگهان از دنیا می‌رود، نگرانی مادر به شکل دیگری برمی‌گردد: ترس از نداشتن، ترس از کم آوردن، ترس از نگاه مردم. مادر میان عشق و سخت‌گیری گیر می‌کند؛ می‌خواهد ستون خانه باشد، اما خودش هم شکسته است. لاله در همین فضای ناپایدار قد می‌کشد. او باید هم دختر بماند، هم جای خالی پدر را حس کند، هم مراقب امیر کوچک باشد، هم درس بخواند. و در کنار همه‌ی این‌ها، زخمی دیگر را تاب بیاورد: تحقیرهای نوشین. نوشین با کیف‌های نو، لباس‌های مرتب و نگاه از بالا به پایینش، نماینده دنیایی است که فقر را نمی‌فهمد. هر کنایه‌اش، هر خنده‌ی کوتاهش، هر مقایسه تلخش، خاری می‌شود در دل لاله. اما همین تحقیرهاست که آرام‌آرام درون لاله چیزی را بیدار می‌کند؛ عزتی خاموش، اراده‌ای پنهان. لاله یاد می‌گیرد ارزش آدم‌ها به کفش و کیف و خانه‌شان نیست؛ به تصمیم‌هایی است که در سخت‌ترین روزها می‌گیرند. در میانه همه‌ی این رنج‌ها، «قلک‌های دوقلو» به نماد امید بدل می‌شود؛ نماد سهم کوچک اما صادقانه یک نوجوان از جهانی که زخمی است. لاله می‌فهمد حتی با دست‌های کوچک هم می‌شود بزرگ فکر کرد؛ می‌شود از دل کمبود، بخشیدن را آموخت.

به نشر
9789640238202
۱۴۰۵
۸۸ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول