هات چاکلت در پنجشنبه

(Hot chocolate on thursday : a novel)

میچیکو آئویاما در رمان «هات چاکلت در پنجشنبه» جهانی می‌سازد که در ظاهر ساده است اما از دل همین سادگی، شبکه‌ای از زندگی‌های درهم‌تنیده بیرون می‌کشد. محور داستان یک کافه دنج در توکیو به نام کافه ماربل است؛ جایی کنار رودخانه، زیر سایه درختان گیلاس، که بیشتر شبیه یک مکث در جریان تند شهر عمل می‌کند تا یک مکان واقعی. آن‌چه کتاب را از یک روایت صرفا اپیزودیک جدا می‌کند، ایده‌ی «تکرار پنجشنبه‌ها» و زن ناشناسی است که هر هفته با نظم ثابت می‌آید، هات چاکلت سفارش می‌دهد و در سکوتی تقریبا آیینی چیزی در دفترچه‌اش می‌نویسد. همین الگوی ساده نقطه شروع رشته‌ای از روایت‌هاست که به‌تدریج باز می‌شوند و نشان می‌دهند چگونه یک رفتار تکراری کوچک می‌تواند در لایه‌های پنهان زندگی دیگران اثر بگذارد. متن در سطح اول درباره آدم‌هایی است که به‌ظاهر هیچ ربطی به هم ندارند، اما در عمق مثل شاخه‌های یک درخت از یک ریشه مشترک تغذیه می‌کنند؛ همان کافه و همان لحظه‌های کوتاه توقف. زاویه دید مدام عوض شده و هر فصل روی یک شخصیت مکث می‌کند؛ معلمی که از فرسودگی شغلی به سکوت رسیده، زنی که میان ماندن و رفتن در یک رابطه معلق است، مردی که خاطره یک فقدان قدیمی هنوز در او ته‌نشین شده و کارمندان و رهگذرهایی که زندگی روزمره‌شان بیشتر شبیه تکرار است تا انتخاب. نکته مهم اینجاست که این شخصیت‌ها فقط در حد «روایت جداگانه» باقی نمی‌مانند. آئویاما آن‌ها را وارد یک زنجیره می‌کند؛ جایی که هر نفر در داستان بعدی به حاشیه می‌رود و زندگی دیگری را روشن می‌کند. نقش کافه ماربل صرفا یک پس‌زمینه نیست؛ بیشتر شبیه یک گره مرکزی است که آدم‌ها بدون اینکه بدانند، دور آن می‌چرخند. حتی فنجان هات چاکلت هم کارکرد نمادین پیدا می‌کند، نه به شکل اغراق‌آمیز، بلکه در حد یک نشانه گرم از توقف، توجه و لحظه‌ای که زندگی از سرعت معمولش خارج می‌شود. شخصیت‌ها اغلب در نقطه‌ای از زندگی قرار دارند که نه بحران بزرگ دارند و نه آرامش پایدار؛ چیزی میان این دو، شبیه ایستادن روی لبه یک تصمیم. کتاب نشان می‌دهد که تغییرهای مهم همیشه از رویدادهای بزرگ نمی‌آیند؛ گاهی یک مکالمه کوتاه، یک نگاه اتفاقی یا حتی تماشای کسی که هر پنجشنبه هات چاکلت سفارش می‌دهد، می‌تواند نوعی بازتنظیم درونی ایجاد کند. «هات چاکلت در پنجشنبه» بیشتر از آنکه درباره داستان‌های جداگانه باشد، درباره «اثرگذاری‌های نامرئی» است؛ اینکه انسان‌ها چطور بدون آگاهی مستقیم، وارد زندگی هم می‌شوند و مسیر یکدیگر را تغییر می‌دهند. آئویاما در این رمان به‌جای ساختن نقطه اوج یا گره دراماتیک، روی انباشت لحظه‌های کوچک کار می‌کند؛ لحظه‌هایی که شاید در نگاه اول بی‌اهمیت به نظر برسند، اما کنار هم یک تصویر کامل‌تر از زندگی می‌سازند. این کتاب از آن دست روایت‌هایی است که بیشتر از اینکه چیزی را توضیح بدهد، اجازه می‌دهد خواننده در فضا مکث کند و خودش اتصال‌ها را پیدا کند.

نون
9786221556182
۱۴۰۵
۱۲۸ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده میچیکو آئویاما
۶ رمان میچیکو آئویاما نویسنده ژاپنی است؛ با رمان‌های آرام و امیدبخش درباره زندگی روزمره شناخته می‌شود. او با ژاپن پیوند دارد؛ همین زمینه در لحن، دغدغه یا مسیر حرفه‌ای او رد مستقیم یا غیرمستقیم گذاشته است. آثار او آدم‌هایی معمولی را نشان می‌دهند که از مسیر کتاب، رابطه یا اتفاقی کوچک راه تازه‌ای پیدا می‌کنند. آئویاما نثری نرم، ساده و عاطفی دارد و به ترمیم آرام زندگی علاقه‌مند است. محبوبیت آثارش از حس آرامش و امیدی می‌آید که بدون شعار منتقل می‌شود. برای مخاطب فارسی، کتاب‌های ...
دیگر رمان‌های میچیکو آئویاما
Hot Chocolate On Thursday
Hot Chocolate On Thursday
The Healing Hippo of Hinode Park
The Healing Hippo of Hinode Park
What You Are Looking For Is in the Library
What You Are Looking For Is in the Library "درکتابخانه پیدایش می‌کنی"، رمانی از میچیکو آئویاما، نویسنده‌ی ژاپنی، داستانی لطیف و تأمل‌برانگیز درباره‌ی ارتباط انسانی، مسیرهای پنهان سرنوشت و نیروی تحول‌آفرین کتاب‌هاست. آئویاما در این اثر، با روایت گرم و دل‌نشین خود، زندگی گروهی از افراد را که هر یک در برهه‌ای حساس از زندگی‌شان قرار دارند، به تصویر می‌کشد؛ افرادی که با مراجعه به کتابخانه و ملاقات با ...
در کتابخانه پیدایش می کنی
در کتابخانه پیدایش می کنی
مشاهده تمام رمان های میچیکو آئویاما
مجموعه‌ها