سفر من

(my trip)

زنانی بودند که نان شب را با اشک می‌خوردند اما روز را با آواز آغاز می‌کردند. زنانی که می‌فهمیدند زندگی عادل نیست، اما آن را زیبا می‌کردند. هر خطی بر دستشان قصه‌ای از فداکاری بود. هر سفیدی در مو‌هایشان نشانه‌ای از جنگیدن بی‌سلاح بی‌سپر. چه بسیار زنانی که برای دیگران مادر، خواهر و همسر پناه بودند، اما خود هیچ‌کس را نداشتند. آن‌ها غم را در دل نگاه داشتند تا شادی دیگران رنگ نبازد. دستانشان پیر شد از بی‌مهری دنیا اما دلشان جوان ماند از عشق بی‌پایان. برخی زنان هیچ‌گاه صدای تشویق نشنیدند. هیچ‌گاه شعری برایشان نوشته نشد. اما آن‌ها خود شعر زندگی بودند. سکوتشان صدای مهربانی بود.

ایهام
9786224420954
۱۴۰۴
۸۴ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های رقیه صفری
خانه‌ای از خاطره
خانه‌ای از خاطره خانه‌ای از خاطره، تنها روایت یک زندگی نیست؛ روایت هزاران زنی‌ست که بی‌صدا زیستند، عشق ورزیدند، رنج کشیدند و باز هم چراغ خانه را روشن نگه‌داشتند. اگر در این صفحـات، زنـی خـود را پیدا کرد، بداند که هـرگـز تنـها نبوده است. اگر مادری اشک ریخت، بداند که اشک‌هایش بی‌ثمر نمانده‌اند. و اگر دلی خسته، بار دیگر به امید اندیشید، این ...
مشاهده تمام رمان های رقیه صفری
مجموعه‌ها